تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ، أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ، وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ، تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ، فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ .
« 1 » و تا غايت دين اسلام و ظهور پيغامبر عليه السّلام اندر عرب ترسايى در ربيعه و غسّان بود و بعضى از قضاعه ، و جهودى اندر حمير و يمن و بنى كنانه و كنده بود ، و دين مجوس اندر بنى تميم - و زرارة بن عدس و أقرع بن حابس ازيشان بودند - و زندقه اندر بعضى از قريش و بت‌پرستى . و اين ذكر در كتاب المعارف خوانده‌ام - و العلم عند اللّه تعالى . و آنچه ما در كتابها خوانديم بنوشتيم - و اللّه أعلم .

فصل اندر مولود پيغامبر ما محمّد المصطفى عليه الصّلوة و السّلام

پس همين سال پيغامبر ما صلّى اللّه عليه و سلّم از مادر بزاد ، چهل سال از ملك انوشروان عادل گذشته بود ، اندر چهل و يك و چهل و سه هم روايتست . و در فرمان يافتن پدرش ، عبد اللّه ، به سى ماه خلافست . بعضى گويند هنوز در شكم مادر بود ، و بعضى از پس ولادت به بيست و هشت ماه گويند . و مادرش را وفات از بعد شش سالگى گويند ، و بعضى از بعد هشت سالگى . و مولود او روز دوشنبه بود از ماه ربيع الاوّل . اندر شب دوّم و هشتم و دوازدهم خلافست ؛ امّا در نيمه‌ى اوّل ماه هيچ شكّى نيست . و همان شب كه از مادر جدا گشت نورى از وى بتافت ، چنان كه مادرش گفت قصرها اندر زمين شام پيدا گشت . و هم مادرش گفت كه : " فريشته‌يى از آسمان فرود آمد و مرا گفت : اين‌كه اندر شكم توست بهترين همه خلقانست . چون بزايد او را محمّد نام كن و بگوى : اعيذك من كلّ حاسد . " ديگر روز عبد المطّلب را اين سخن بگفت . و آن شب كه بزاد هرچه بر روى زمين بت بود به زمين اندرافتاد . و كنگره‌هاى ايوان كسرى بيفتاد از لرزيدن ؛ به روايت گويند به خواب ديد - و آن حقيقتترست . و همان شب موبد موبدان در خواب ديد كه شتران عربى كم عدد و لاغر ، بسيارى از شتران بختى را ازان روى دجله كردندى و به هزيمت اندر زمين
هامش
( 1 )Sure 105 , Verse 1 - 4 u . Teil von Vers 5 .