تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
هرون خشم گرفت يكى شكسته شد ، و هم در آنجا بود ، و قفل برنهاده . چون يسع از ميان ايشان برفت ، معاصى و فساد از حدّ ببردند تا چهارصد و شصت سال - چنان كه ذكر كرديم . پادشاهى جابر بريشان گماشت و بريشان مسلّط گشت . و تابوت از دست ايشان بيرون شد و به عسقلان افتاد ، و آن را در باغى در زير خاك كردند ، و بر سرش درخت و چيزها كشتند . و در ميان بنى اسراييل هيچ پيغامبر نبود درين مدّت تا خداى تعالى اشموييل را بفرستاد به پيغامبرى .

اشموييل النّبى عليه السّلام

پسر زنار * بن علقمه بود از فرزندان لاوى بن يعقوب . چون بدانستند كه او از فرزندان پيغامبرانست او را به زاهدى سپردند ، نام وى عيل * ؛ و توريت از وى بياموخت . پس جبرييل آمد به دو ، و خداى تعالى او را پيغامبرى داد . و درين عهد پادشاه جالوت جبابره بود ، آخر ايشان ، ازان بلند هيكل و بالا بودند . و بعد ازان كه بنى اسراييل درخواستند خداى عزّ و جلّ طالوت را به پادشاهى ايشان بفرستاد . گفتند : " ما مستحقتريم پادشاهى را . " اشموييل گفت : "
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
. " « 1 » و به نسب طالوت از اولاد ابن يامين * بن يعقوب بود . چون پادشاه گشت اشموييل گفت : " آيت ملك او آنست كه تابوت به بنى اسراييل باز رسد و فريشتگان آن را بياورند . چنان كه گفت :
" تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ . "
« 2 » پس فريشتگان تابوت بياوردند به فرمان خداى عزّ و جلّ . و بنى اسراييل به پادشاهى طالوت خورسند شدند و حرب جالوت جبّار كردند . و ازان خلايق بسيار جز سيصد و سيزده مرد نماند . و آن زره كه اشموييل طالوت را داد و گفت جالوت را : " كسى تواند كشتن ، كه اين زره بر وى راست باشد . " در همه سپاه جز بر داود شايسته نيامد ، و سخت عظيم ضعيف بود داود . پس طالوت وى را گفت : " با جالوت حرب توانى كردن ؟ " داود گفت : " توانم . " طالوت وى را دختر و پادشاهى بپذيرفت . و داود سه سنگ در توبره نهاد ، و فلاخن داشت و پيش حرب رفت . و چنين روايتست كه جالوت تا آنجا بود كه تركشش سيصد من بوده است - و در سير الملوك بيشتر ازين گويد . پس داود سنگى به فلاخن اندر نهاد . خداى تعالى باد را فرمان داد كه ترك از سر جالوت برگرفت ، و
هامش
( 1 )Sure 2 , Teil von Vers 247 .( 2 )Sure 2 , Teil von Vers 248 .