به طلب آب حيوة رفته بود و خضر با وى بود ، آب بيافت و بخورد . و گويند ايلياس عليه السّلام با وى بود ، و ذو القرنين بازگرديد و چشمهى حيوان نديد و ناپيدا شد .
و آن ذى القرنين كه ذكرش در قرآنست بعد از موسى بود به روزگار ، و آنست كه سدّ ياجوج و ماجوج ساخت .
يوشع بن نون عليه السّلام
يوشع بن نون بن إفراييم بن يوسف بنى اسراييل را از تيه بيرون آورد اندر عهد منوچهر ، و به حرب جبّاران برد . و از بلعم باعورا درخواستند تا برايشان دعا كند ؛ و پادشاهشان را نام بالق بود . اجابت نكرد و گفت : " بنى اسراييل در دين خداىاند . " تا زنش بفريفت و برفت به دعا كردن . و يوشع بعد ازان خداى را گفت : " يا ربّ دعاى من بر وى مستجاب كن و ايمان از وى بازستان . " همچنان بود . قال اللّه تعالى :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها .
« 1 » چون بنى اسراييل از پس هزيمت باز گشتند و يوشع بر بلعام دعا كرده بود ، و حرب اندر گرفتند . ملك بلعام را گفت :
" دعا كن ديگر بار . " بلعام گفت : " خداى تعالى بر من خشم گرفته است ، و من نيز خدمت او نمىكنم . " پس آن حيلت كردند كه زنان نيكو را به سپاه بنى اسراييل فرستادند تا ايشان زنا كنند و هلاك شوند . يوشع متحيّر گشت تا از فرزندان هرون فنحاص بن عيراد * زنى و مردى را به زخم حربه برهم دوخت و پيش مردمان بيفكند و گفت : " هركس كه زنان را از خيمه بيرون نكند با وى همچنين كنم . " بنى اسراييل عظيم بترسيدند و ازان كار ناشايست دست بداشتند . و جهودان فرزندان اين فنحاص را ازان سبب بزرگ دارند ، و اگرنه او چنين كردى همه هلاك شدندى . و خداى تعالى سه روزه طاعون بريشان افكند بدان گناه ، و بسيارى هلاك شدند دران سه روز . يوشع ولايت جبّاران بستد و بسيار جايى ديگر ، و بنى اسراييل را بازپس آورد .
و چون زندگانى يوشع به صد و بيست و هشت سال رسيد بمرد . پيغامبرى مرسل بود ، مستجاب الدّعوه . و از بعد او كالوب * بن يوفنّا بود از سبط شمعون و حزقيل از سبط يهودا ، به كار بنى اسراييل - و اين خود گفتهام . امّا حزقيل عليه السّلام پيغامبر بود - و اللّه أعلم .
هامش
( 1 )Sure 7 , Teil von Vers 174 .