حزقيل النّبى عليه السّلام
او را ابن العجوز خواندندى ، زيرا كه به پيرىزاده بود ؛ و او ذو الكفلست كه خداى تعالى ذكر او در قرآن ياد كرده است . و اندر بنى اسراييل به دعاى موسى و ذو الكفل و عيسى مرده زنده شد . و ايشان جماعتى بسيار بودند از مرگ بگريختند .
خداى تعالى همه را جان بستد . نتوانستند به گور كردن ايشان را از بسيارى كه بودند ، ديوارى گرد ايشان دركشيدند . و بعد از روزگارى دراز كه خاك شده بودند حزقيل آنجا بگذشت . عجب آمدش . دعا كرد ، و خداى تعالى همه را زنده كرد . و به شهر بازآمدند ، و نسلشان بپيوست . و كسى را كه بوى اندام ناخوش باشد ازان نسل گويند . ازين پس دين موسى كهن گشت ، و بنى اسراييل توريت را دست بازداشتند .
و خداى تعالى پيغامبران فرستاد بديشان - و اللّه أعلم .
إلياس النّبى عليه السّلام
او پسر قصى بن فنحاص بن العيراد بن هرون * بود . و سوى قومى آمد كه بت پرستيدند كه نام وى بعل بود - خود گفتهام در اخبار بنى اسراييل . و بعضى گويند بعل زنى نيكو بوده است ، و بنى اسراييل بعضى او را پرستيدند . و يسع را إلياس پرورد و با وى بودى . پس آن بود كه إلياس دعا كرد و باران بازايستاد ، مگر مهتران بعضى را ، و اگرنه كسى نگرويد * . پس إلياس سير گشت ازيشان و يسع را خليفت كرد و برفت . و خداى تعالى او را عمر داد تا به قيامت و اندر بيابانها باشد ، همچون خضر اندر درياها ، و بندگان خدا را راحت مىرساند .
يسع النّبى عليه السّلام
خداى تعالى او را پيغامبرى داد . و اندر قرآن مجيد او را صالح خواند .
روزگارى اندر ميان بنى اسراييل بود ، و تابوت كه آن را سكينه خواندندى و پيش حرب داشتندى و بدان ظفر يافتندى ؛ قال اللّه تعالى :
فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ .
« 1 » و بنى اسراييل را بدان آرامش بود .
و چنين گويند كه دران تابوت عصاى موسى بود ، و عمّامهى هرون و قدرى پيه و انگبين ، ازان كه از تيه بيرون آورده بودند . و ازان الواح كه موسى بينداخت چون بر
هامش
( 1 )Sure 2 , Teil von Vers 248 .