تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
و بعد ازين قصّه‌ى قارون بود و آن نعمتها كه جمع كرده . و چندان زينت داشت كه چهل مرد كليد گنجها بر دوش مىكشيدند . و قارون خويش موسى بود . و به آخر كار بر موسى بد انديشيد و آن زن بلايه را بياورد تا پيش قوم به زنا بر موسى گواهى دهد . و خداى تعالى بر سر انجمن بر لفظ آن زن چنان راند كه گفت : " قارون مرا مال و نعمت داد ، و گفت چنين گوى ، و حاشا كه پيغامبر خدا زنا كند . " موسى را آب در چشم آمد . و خداى تعالى زمين را به فرمان موسى كرد . پس موسى گفت : " اى زمين او را بگير . " و قارون تا به زانو به زمين فروشد زنهار مىخواست ، و موسى مى گفت : " اى زمين بگير . " تا قارون تمام به زير زمين فروشد ، چنان كه ناپديد شد . و موسى عليه السّلام باز دعا كرد تا سراها و گنجهاى قارون جمله به زمين فروشد . و بعد ازين قصّه‌ى مصاحبت موسى بود با خضر ، و آنچه گفت : " تو طاقت صحبت صبورى * ندارى :
إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً .
" « 1 » چون خضر كشتى را سوراخ كرد و كودك را بكشت و آن ديوار را كه خراب بود عمارت مىكرد . و خضر گفت :
" هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ . "
« 2 » پس موسى هر يك را كه اعتراض كرده بود جواب از خضر بشنيد كه : " كشتى را به عيب كردم تا ملك نستاند كه ظالم است . و غلام را پدر و مادر مؤمناند و او كافر بود . و به زير ديوار خراب اندر گنجى نهاده است كه روزى فرزندان مردى صالح خواهد بود ؛ آن را عمارت كردم . " بعد ازان خداى تعالى فرمود كه به حرب جبّاران رود ؛ با بنى اسراييل برفتند و اندر بيابان فلسطين - كه آن را تيه خوانند - موسى را گفتند : " تو برو با خداى خويش كه ما ايدر مىباشيم . " چنان كه خداى تعالى گفت :
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ .
« 3 » و اين آن وقت گفتند كه جاسوسان بازآمدند و صفت جبّاران و عوج بن عنق مىگفتند ، و عهد بشكستند كه به هم كرده بودند به ناگفتن اين سخن . پس موسى دعا كرد بريشان و گفت :
" فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ . "
« 4 » پس موسى عصا برگرفت و با هرون برفت . و بنى اسراييل روى به مصر بازنهادند ، و سه روز مىرفتند . چون نگه كردند هم بر جاى بودند . و مدّت چهل سال دران بيابان
هامش
( 1 )Sure 18 , Vers 67 u . auch Teil von 72 sowie 75 .( 2 )Sure 18 , Teil von Vers 78 .( 3 )Sure 5 , Teil von Vers 24 .( 4 )Sure 5 , Teil von Vers 25 .
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 160 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر