تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
قيصر اجابت نكرد و گفتا : " از من تا حبشه نزديك است . " و او را نامه نبشت به ملك حبشه . و اين مرد نامه بستد و به حبشه رفت و ملك حبشه بگريست ازان كار ، و قرب هفتاد هزار مرد بساخت و سوى يمن فرستاد با مهتران نامدار و با مهترى ، نام او ارياط . پس ذو نواس ازيشان هزيمت شد و خود را سوار در دريا فكند ، و كس باز نديدش . و در تاريخ جرير چنانست كه ذو نواس با ارياط حيلت كرد و هزار كليد سوى وى فرستاد . و گفت : " اين كليد گنجهاست ، و همه ترا دهم . " چون ارياط به حضرموت از دريا برآمد ، رسول ذو نواس را ديد ، و كليد گنجها قبول كرد . و ذو نواس بيامد و بسيارى خواسته بياورد ، و گفت : " ديگر به شهرهاست . " سپاه بفرست تا بياوردند . و بدين حيلت سپاه وى اندر شهرها بپراكند . و پيش ازين با مهتران شهرها سگاليده بود كه هركسى به جاى خويش حبشيان را بكشد . و همچنان كردند . و ذو نواس از سپاه خاصّه‌ى ارياط بسيارى بكشت ، و ارياط بگريخت و به حبشه بازشد . پس دوّم بار أبرهه را بفرستاد با صد هزار سوار مقابل ، و ذو نواس خود را آخر كار در آب افكند - چنان كه گفته شد ؛ و ما هر دو راست نوشتيم .

ملك من بعده ذو جدن ثمان و اربعون سنه

پس ذو جدن به جاى ذو نواس بنشست ، و أبرهه وى را نيز هزيمت كرد . و هم آخر كار ذو جدن خود را در آب غرقه كرد ، و ملك ايشان سپرى شد - و اللّه أعلم . جملت پادشاهان حمير در مدّت دو هزار سال بيست و شش تن بودند . و پس ايشان سه پادشاه از حبشه پادشاهى كردند . بعد ازين سه‌گانه هشت تن از پارسيان پادشاهى كردند ، تا ملك به قريش رسيد و اسلام . و حمزة الاصفهانى روايت كند كه هيچ تواريخ آشفته‌تر از حميريان نبوده است ، از بسيارى سالهاى ايشان و اندكى عدد - و اللّه أعلم .

ملوك اليمن من الحبشة

پس أبرهة بن الأشرم پادشاه گشت ، و او اصحاب الفيل است ، آنكه كيد او در تضليل بود . و اندر عهد او مولود پيغامبر بود ، عليه السّلام . از بعد او پسرش يكسوم پادشاهى كرد . و سيرت ايشان زشت گشت اندر يمن ، و بيداد پيشه گرفتند .