تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و او را همچنان تقاضاى سخت كرد . پس جذع شمشيرى بيرون آورد ، غلافش به زر اندر گرفته ، گفت : " اين نيام مزد تو شايد تا من خراج جمع كنم . " گفت : " بلى . " جذع گفت : " بگير . " سبيط شمشير بگرفت ، و او تيغ بيرون كشيد و همىزد تا بكشتش . پس گفت : " خذ من جذع ما أعطاك . " و اين سخن مثل گشت اندر عرب . پس ميان سليح بن حلوان و غسّانيان بدين سبب كارزار افتاد . و غسّانيان سليح را از شام بيرون كردند و پادشاهى بگرفتند - و اللّه أعلم . جفنة بن عمرو اوّل غسّانيان بود . و نسب پدرش عمرو بن مزيقيا بن عامر ماء السّماء بن حارثة الغطريف بن إمرؤ القيس البطريق بن ثعلبة بن مازن بن الأزد بن الغوث بود . و مزيقيا او را ازان خواندند كه ازديان در وقت او ممزّق شدند ، يعنى گريخته . و چون عرب از زمين سبا بگريختند از سيل العرم ، و ايشان اياديان بودند مثل كردند ، گفتند : " ذهبت بنو فلان أيادى سبا . " و ايشان را مزيقيا خواندندى . و سيل العرم از بعد اسلام به چهارصد سال بود . و عامر را ماء السّما از بهر آن خواندندى كه به وقتى تنگى رسيد ، و او ازديان را بسيارى مؤنت كرد . پس گفتند : " او ما را بدلست از آب آسمان . " يعنى باران و فراخى ، و ماء السّما لقب دادندش . و آن ملك الرّوم كه جفنه را پادشاهى داد نسطورس نام بود ، و همه ملوك بنى قضاعه را از قبيله‌ى سليح كه ايشان را ضجاعمه خواندند بكشت . و بسيار بناها نهاد اندر شام ، چون جلّق و قريّه و ديگرها . و چهل و پنج سال و سه ماه پادشاه بود - و اللّه أعلم . عمرو بن جفنه پنج سال پادشاهى بكرد ، و ديرهاى حالى * و ايرب * و هتاده * او كرد . ثعلبة بن عمرو هفتده سال پادشاه بود ، و بناها كرد ، چون عقه و سرح الغدير * ، يعنى كوشك غدير ، و آن به جانب بلقاست در اطراف حوران - و اللّه أعلم . الحارث بن ثعلبه بيست سال پادشاهى بكرد از بعد پدر ؛ و هيچ عمارت نكرده است . جبلة بن الحارث ده سال پادشاهى كرد ؛ و قناطر و أذرح و قسطل بنا او نهاد - و اللّه أعلم . الحارث بن جبله ده سال پادشاهى كرد ؛ و مارية ذات القطرين * بنت عمرو بن جفنه مادرش بود . و به بلقا نشست ؛ حفير را بنا كرد و ديگر بنا ميان قصر اشراف و