از جهودان فدك و خيبر و بنى قريظه بناليدند ، و گفتند ايشان از شام گريخته ، آمدند ايدر ، و اكنون بر ما غلبه مىگيرند . تبّع سپاه فرستاد و دفع ايشان بكرد . و به روايتى گويند دين جهودان بپذيرفت . و ازان پس جهودان به يمن اندر شدند ، و بسيارى مردمان به دين جهودى اندرآمدند ، و آشكاره شد - و اللّه أعلم .
ملك مرثد بن عبد الكلال احدى و اربعون سنه
برادر تبّع بود . و اخبارى نيافتيم ، جز ازين كه بعد از وى ملك حميريان متفرّق شد - و اللّه أعلم به .
ملك وليعة بن مرثد سبع و ثلثون سنه
هيچ اخبارى از وى نخواندهام ، مگر اين تاريخ ملكش كه نوشتم - و ايزد تعالى داناترست .
ملك أبرهة بن الصبّاح خمس عشر سنه
مردى دانا و با سخاوت بود . و معدّيان را كه اسلاف پيغامبر ما صلّى اللّه عليه و سلّم بودند ، نيكو داشتى . و همىدانست كه كار به قريش رسيدن . و از اخبار يمن روايتست كه او به گاه شاپور ذو الاكتاف بود .
و بعد ازان صهبان بن محرث در عهد يزدجرد الأثيم بود . و بعد از وى پادشاهى با صباح بن أبرهة بن الصّباح افتاد . و هر دو در يك وقت بيش ازين پانزده سال پادشاهى نكردند .
ملك حسّان بن تبّع بن عمرو * سبع و خمسون سنه
پادشاهى گشت ، و آن چنانست كه خالد بن جعفر بن كلاب اسيران قوم خويش را پيش وى آورد ، و او جمله را بدين حسان * بخشيد . و از بعد او ذو شناتر بود - و اللّه أعلم .