بعد از مكتفى بيعت با برادر او كردند ؛ جعفر بن معتضد و او را لقب « مقتدر » نهادند .
المقتدر جعفر بن المعتضد
و مقتدر پسر كهتر معتضد بود و او را جعفر نام بود و كنيتش ابو الفضل و مادرش كنيزكى رومى بود . در سيزدهم ذو القعدهء سنهء خمس و تسعين و مأتين من الهجرة به خلافت نشست ، در سن سيزده سال بود و وزرا و تركان كار مىگزاردند . و كنيزكى بود او را « قهرمانه » گفتندى ، به ديوان مظالم نشستى .
و مقتدر چون دو سه سال در كار خلافت شروع كرد به كار آمد و حكمهاى جزم كردى و به كار قرامطه برايستاد و اكثر ايشان را قهر كرد و چون كار خلافت را وهنى عظيم بود ، او نيز دلشكسته مىبود و تركان او را خلع كردند و ديگرباره باز كار آوردند و به آخر او را بكشتند . و او بيست و چهار سال خلافت راند ضعيفانه .
و در ايّام او از اكابر ائمه امام احمد بن عمر السريج « 1 » كه از اصحاب امام شافعى بود از دنيا رفت و امام ابو جعفر محمّد بن جرير الطّبرى وفات يافت و حسين منصور حلاج - رحمة اللّه عليه - در ايّام او به قتل آمد .
و چون مقتدر را بكشتند با برادر او بيعت كردند ، محمّد بن المعتضد و لقب او « القاهر بالله » نهادند .
القاهر باللّه محمّد بن المعتضد
روز پنجشنبه دوم شوال سنة عشرين و ثلاث مائه و او را كنيت ابو منصور بود . و او مردى بدخوى بود و سيرتى زشت داشت و در امور سياست مبالغتى عظيم نمودى و به خون ريختن تشنه بود ، و ابو على بن مقله وزير او بود ، و او نيز سيرتى مذموم داشت .
و چون [ قهر ] قاهر از حد بگذشت ، تركان او را بگرفتند و خلع كردند و بر هر دو چشمش ميل كشيدند ، و اين قاعدهء ميل كشيدن در خلفا بماند .
هامش
( 1 ) . احمد بن عمر بن سريج البغدادى ( 249 - 306 ه . ق ) فقيه شافعيان در روزگار خود بود كه در بغداد زاده و در همانجا مرد . در شيراز قضاوت كرد و مذهب شافعى را در مناطق گوناگون رواج داد ( الاعلام ، ج 1 ، ص 178 )