تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
ابو بكر صدّيق بود ، نام او محمّد ، بيامد و ريش عثمان بگرفت و گفت : « خود را خلع كن . » عثمان گفت : « اى فرزند ! اگر پدر تو زنده بودى و ريش من در دست تو بديدى نپسنديدى ! » محمّد را شرم آمد و دست بداشت و بيرون رفت . پس از او دو مرد از مصريان بيامدند و گفتند : « يا عثمان ! خود را خلع كن كه تو را بكشيم . » عثمان گفت : « حكم حكم خداى است . » پس كاردى برآورد و بر بناگوش عثمان زد و خون بر روى مصحف جست بر اين لفظ
« فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ »
و آن مرد ديگر كاردى بر پهلوى عثمان زد . پس مردم به تفاريق درآمدند و كار عثمان را تمام كردند . روز آدينه بود ، هجدهم ذى الحجهء سال دوازدهم از خلافت و سى و پنجم از هجرت ، و او را هشتاد و دو سال عمر بود . مصريان نگذاشتند كه او را بشستندى و به گور كردندى و سه روز جنازهء عثمان در ميان سراى افتاده بود و آماس كرده ، مردمان بر على شفاعت كردند . على ، مصريان را گفت كه عثمان را دفن بايد كرد . ايشان گفتند : « او كافر بود به گورستان يهودان به گورش كنند . » پس او را ناشسته بر درى خوابانيدند و به گورستان جهودان بردند و دفن كردند و تا عهد معاويه همچنان بود . و چون معاويه خلافت يافت ، آن ديوار از ميان گورستان مسلمانان و يهودان بكند تا همه يكسان شد ، و اللّه اعلم . 4 . خلافت امير المؤمنين على بن ابى طالب كرّم اللّه وجهه - و نسب على اين است : على بن ابى طالب [ 230 ] بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف . و على مردى بود به‌گونه چرده و به بالا تمام نه دراز و نه كوتاه و چشمها فراخ و سبزه ، و برو سينه فراخ ، و شكم بزرگ و پيش سر اصلع از كثرت خرد ، و ريش و موى ميگون ، و ساعدين فراخ . « 1 » و او را شصت و سه سال عمر بود و چهار سال و نه ماه خليفه بود . و نه زن كرده بود و تا فاطمه زنده بود هيچ زن نكرد ، و چون على وفات كرد ، او را سه زن بود و پانزده پسر داشت : سه از فاطمه بود : حسن و حسين و محسن ، و محسن به كودكى بمرد ، و نام پسران ديگر كه از ديگر زنانش بود اين است : عبّاس ، جعفر ، عبد اللّه ، عثمان ، يحيى ، عون ، عبيد الله ، محمّد الاكبر - و اين محمّد حنفيه است - محمّد الاوسط ، محمّد الاصغر ، زيد ، عمر . و از پسران على هيچ يكى عمر دراز نيافتند الّا عمر و از وى فرزندان بسيار آمدند كه ايشان را « علويان
هامش
( 1 ) . و به‌گونه سياه‌چرده بود ، به بالا ميانه در درازى و كوتاهى ، چشمها فراخ و شكم بزرگ و پيش سر اصلع ( تاريخ خلفا ، خطى آمادهء چاپ ) .