تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
پس ابو بكر بايستاد و اسامه را و لشكر را همه وداع كرد و وصيّت كرد و گفت : « غدر مكنيد ، و در غنيمت خيانت مكنيد ، و درخت بارور مبريد ، و زنان و كودكان را و پيران را مكشيد ، و مسلمانان كه در ميان كافران باشند مكشيد ، و صومعهء رهبانان و ترسايان خراب مكنيد ، و چهارپايان مكشيد ، مگر آنكه از مال كافر براى خوردن بكشيد ، و حكم رسول خداى به جاى آريد و اوّل جنگ با بنى قضاعه كنيد ، پس به سرحدّ روم درشويد . » اسامه گفت : « سمعا و طاعة » و برفت و بر بنى قضاعه زد و غارت كرد و غنيمت و نامهء فتح بفرستاد ، و به سرحدّ روم شد و آن غزو تمام كرد و با غنيمت و فتح بازآمد . و در تواريخ مسطور است كه در عهد ابو بكر دوازده قوم از عرب مرتد شدند و سه تن خود آن بودند كه دعوى نبوّت كردند ؛ يكى در بلاد يمن نام او اسود ، و يكى در بحرين و يمامه نام او مسيلمه ، و يكى از بنى اسد نام او طليحه . و ابو بكر سعى كرد تا هر سه را از روى زمين نيست كرد . اما آنچه اسود بود آن بود ، كه هنوز پيغمبر در حيات بود كه اين خبر به وى رسيد و به مردمان يمن نبشت كه تا او را بكشند و آن مرتدان كه متابع او بودند به اسلام بازآمدند . امّا ابو بكر آن وقت كه اسامه را به شام فرستاد ، در مدينه حاضر و بيدار مىبود و مدينه را سه دروازه است ؛ بر يك دروازه على بن ابى طالب - كرّم اللّه وجهه - نشانده بود و بر يك زبير بن العوام و بر ديگر طلحة بن عبد اللّه ، و بيدار بودند تا اسامه از شام باز آمد . پس ابو بكر يازده لشكر بساخت و يازده امير بيرون كرد تا به باديهء عرب اندر شدند و به كار اهل رده برايستادند : اوّل اميرى كه ابو بكر بيرون كرد و او را علم داد ، خالد بن الوليد بود رضى اللّه عنه كه شايد گفت كه اسلام مطلقا خالد نهاد ، و او را سه هزار مرد داد [ 197 ] و به حرب طليحه فرستاد . دوم امير كه بفرستاد پسر ابو جهل بود نام او عكرمه ، او را سه هزار مرد داد و به حرب مسيلمه فرستاد . امير سوم مهاجر بن [ ابى ] اميّه بود و او را به يمن فرستاد به مدد مسلمانان تا اسود را بكشتند .