تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
و نسب ابو بكر اين است : عبد اللّه بن عثمان بن عامر بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرّه . و مادرش را نام « سلمى » بود و كنيت مادرش « امّ الخير » بود . و ابو بكر مردى بود لونش سفيد و به تن خشك و باريك و ريش او از عهد شباب سفيد بود و به حنا سرخ كردى در جوانى ، و چون پير شد همچنان سپيد بگذاشت . « 1 » و سبب خلافتش آن بود كه در آن روز كه سيّد - عليه السّلام - وفات فرمود ، جملهء انصار در دار السّقيفه جمع آمدند و سعد عباده را بر خود امير كردند و گفتند : « خليفهء رسول اللّه دو بايد ؛ يكى از انصار و يكى از مهاجر . » و عبّاس و على - رضى اللّه عنهما - به تجهيز و دفن مشغول بودند . ابو بكر خبر اين بيعت بشنيد . انديشناك شد و ترسيد كه فتنه‌اى برخيزد . بيامد و دست عمر بن خطاب گرفت و گفت : « فتنه برخواهد خاست [ 195 ] بيا تا انصار را ببينيم . » هر دو برفتند . در راه ابو عبيدة الجرّاح پيش آمد و پرسيد كه حال چيست ؟ گفتند : « انصاريان اميرى به سعد عباده دادند . » ابو عبيده نيز با ايشان بيامد تا دار سقيفه ، و هركس سخنى مىگفتند . ابو بكر در حال كه بيامد جملهء انصار و مهاجر تن زدند از حرمت ابو بكر ، و ابو بكر بر منبر شد و خطبه كرد و بسيار مدايح و مناقب انصار بگفت و گفت : « بدانيد كه اگر امّت محمّد رسول اللّه را دو امير باشد ، اختلاف در ميانه پيدا شود و هرگز به دو امير ، كار امارت قرار نگرفته است ، مصلحت در آن است كه شما متّفق شويد و مرا در اين كار حكم سازيد تا من يكى را از براى اين كار معيّن كنم كه حكم خداى و شريعت رسول اللّه نيكو داند . » همه گفتند : « سمعنا و اطعنا . » ابو بكر گفت : « اين كار ، عمر يا ابو عبيده را نيكوست و از ايشان بيرون نيست يا از كسى كه ايشان تعيين كنند . » ابو عبيده گفت : « من نمىخواهم . » ابو بكر گفت : « از عمر ناگزير است . » چون سخن بدين جاى رسيد ، بعضى از صحابه گفتند : « هيچ‌كس از على بدين كار حقتر نيست . » ابو بكر گفت : « عمر را بايد . » عمر گفت : « يا ابو بكر ! چه اين همه مىگويى ؟ بعد از محمّد رسول اللّه كسى از تو فاضل نيست » و دست بر دست ابو بكر نهاد و با وى بيعت كرد به حكم
هامش
( 1 ) . در كتاب تاريخ خلفا كه متأسفانه مؤلفش شناخته شده نيست و نسخه‌اى خطى از آن در كتابخانهء مجلس شوراست و اين‌جانب آن را براى چاپ تصحيح و آماده كرده‌ام ، در فصل نسب و صفت ابو بكر چنين آمده : « مردى بود تمام بالا ، لون سفيد و لعل ، باريك‌اندام و تنك‌موى و بر روى مباركش رگها ظاهر بودى . پيشانى بيرون آمده و چشمهاى نيكو داشت » .