تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
پرويز نامه كرد به ملك يمن كه در يثرب مردى بيرون آمده كه دعوى پيغمبرى مىكند ، او را بگير و بند نه و بفرست ، و دو رسول بدين كار بفرستاد . ملك يمن - نام او بادان - چون حكم پرويز بديد ، دو مرد از يمن همراه نامهء پرويز كرد و پيش بهتر موجودات - عليه افضل الصّلوات و اكمل التحيات - فرستاد . رسولان چهارگانه به مدينه آمدند و نامه بدادند . رسول اللّه ايشان را فرود آورد و سلمان فارسى - رضى اللّه عنه - ايشان را ترجمانى كرد . رسول از سلمان پرسيد كه ايشان چه كسانند ؟ گفت : « رسولان ملك عجم‌اند . » فرمود كه : « چرا ريش سترده‌اند و سبلت رها كرده‌اند ، به عكس مسلمانان كه سبلت مىچينند و ريش رها مىكنند . » گفت : « رسم گبركى است . » پس رسول بفرمود تا ايشان را هر روز نفقه دادندى از آرد و شير و خرما . و رسولان پانزده روز در مدينه بماندند و پيغمبر جواب نامه نمىكرد . روز پانزدهم بيامدند و گفتند : « يا جواب نامه كن يا خود بيا كه ملك ما ملكى است كه سخن او جز شمشير نيست . » پيغمبر فرمود كه بشارت باد شما را كه ملك پرويز را دوش بكشتند و ملك به پسرش دادند شيرويه . ايشان گفتند : « اى پيغمبر ! اين مگوى كه خدايگان ما آن كس كه اين بگويد بكشد . » گفت : « شما تاريخ بنويسيد و برويد به يمن تا حال معلوم شود . » ايشان به يمن آمدند . آن روز كه ايشان به يمن رسيدند ، مقارن ايشان رسول شيروى رسيد و خبر آورد كه شيروى بر تخت نشست و تو كه بادانى كار آن مرد ، كه [ 191 ] دعوى پيغمبرى مىكند در توقف دار و او را دست بدار . چون تاريخ خط بنگريستند همان شب بود كه پيغمبر - عليه السلام - فرموده بود . صدق رسول اللّه . ديگر معجزه آن بود كه پرويز روزى به وقت قيلوله در خانه خفته بود . ناگاه شخصى ديد كه از شكاف ديوار بيرون آمد و عصايى داشت و گفت : « اگر به دين محمّد مكّى الهاشمى مىگروى خير ، و الّا اين عصا بشكنم و ملك تو شكسته شود . » كسرى جواب نداد . او عصا بشكست و پس از آن ، شكست به ملك كسرى درافتاد . و سبب نكبت پرويز آن بود كه چون بزرگى او به حدّ كمال رسيد نظر گرفت و بيدادگر شد و مردمان از وى نفرت گرفتند . اول آن كرد كه دو امير را به سرحد روم فرستاده بود ، به يك برادر مىنوشت كه برادر خود را بكش ! و هر دو امير برادر بودند ، كينهء او در دل گرفتند و هر دو عاصى شدند با صد هزار مرد . خطاى ديگرش آن بود كه بقاياى مال