تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
نفرمايم » و اگر كسى را ملك بودى و تخم و گاو نداشتى ، تخم و گاو و خرج عمارت از خزانه بدادى تا ملك او معمور شدى ، و هركه او را زن نبودى زن دادى و اگر كاوين نداشتى از خزانه كاوين بدادى . و وصاياى اردشير پيش خود نهاده بودى ، به همان كار كردى . و اميران را بر سرلشكر گماشته بود و حكم كرده كه اگر از سپاهىاى بر رعيّتى ظلم نيم حبّه رود شما را بكشم و كس را زهره نبودى كه يك بيضهء مرغ به ظلم از رعيّتى بستدى و كار دين و دنيا هر دو راست كرد . و چون غلبه گرفت ، سپاه به انطاكيه برد و آن را بگرفت و روم را ضبط كرد و از آنجا به مملكت عرب و مغرب و شام و حجاز رفت و همه را مستخلص كرد و به زمين خزر شد و بگرفت و از آنجا به راه عدن بازآمد و يمن و عدن نيز بگرفت ، و لشكر به تركستان كشيد ، ملك ترك مطيع شد و مال بپذيرفت و با وى صلح كرد و دختر خاقان را به زنى كرد و هرمز از وى زاد ، و به حرب ملك هياطله شد و كين جد خود ملك فيروز بازخواست و ملك هياطله را بكشت و از آنجا به ماوراء النهر شد و گرد تركستان برگشت و باز مملكت آمد ، و مملكت عرب همچنان به دست منذر بن نعمان دست بازداشته بود و منذر بمرد و به پسرش داد . و نوشروان ملكى بود كه اگر شرف اسلام او را بودى ، درجهء نبوت داشتى ، امّا چون عهد او پيش از مبعث رسول اللّه - عليه الصّلواة و السّلام - بود درنيافت . و چون از ملك او چهل و دو سال رفته بود ، بهتر موجودات - عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيات - از مادر بيامد و ملك نوشروان به چهل و هشت سال رسيد ، از معجزات رسول اللّه [ ص ] بعضى پيدا شد و آثار نقص و ضعف در مملكت عجم ظاهر شد . مثل آنكه شعاذ در مملكت عجم نبود ، زيرا كه شعاذ در مملكت تركستان بودى و اين دد در ايران زمين نبود و اين دد را سگ‌دشتى گويند و به شب بانگ كند . چون نوشروان آواز اين ددان بشنيد عجب بماند ، و ايشان به شب ظاهر بودند و به روز پنهان . نوشروان سعى كرد تا از ايشان دو سه بگرفت و چون بدانست كه ددى كه در مملكت او نبود روى به ملك او نهادند ، گفت : « اين ددان بر اين مملكت شوم باشند » ، و همچنان بود . و نوشروان چهل و هشت سال پادشاهى كرد و جهان آبادان [ 185 ] داشت و او را وصاياى خوب است و چون بمرد نام نيكو گذاشت و ملك به پسر بزرگتر وصيّت كرده