تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
كردند قبول نشد ، مردم عجم بشوريدند و غلو كردند ، قباد از ميان بگريخت و به تركستان شد و چون لشكر بياورد و ملك بازستد ، بر همان مذهب زشت بود . نوشروان ، اگرچه كودك بود ، اين مذهب نمىپسنديد ، با پدر مناظره كرد و علما بنشاند تا مزدك را ملزم آوردند و مزدك را با دوازده هزار كس كه بر مذهب او بودند همه بكشت و قباد به دين گبركى بازشد . و قباد بس عادل بود و بنياد خراج ، او نهاد و مردمان فراكرد تا در جهان هرجا ملكى بود مساحت كردند و قانون مالى بر آن نهاد . هنوز كار خراج تمام نشده بود كه قباد رنجور شد و نوشروان را وصيّت كرد و گفت : « اى پسر ! جهد كن تا كار خراج تمام كنى ؛ كه اين كارى است كه موجب عدل و رفاهيت رعاياست . » پس از چهل و شش سال كه پادشاهى كرده بود بمرد . و قباد را ده پسر بود و نوشروان از همه بزرگتر بود و پادشاهى به وى آمد .

[ اكاسره ]

طايفه دوم از ملوك عجم و ايشان را اكاسره گويند . عدد ايشان هشت نفر و مقتداى ايشان انوشروان بن قباد ، اوّل اكاسره است و كسرى به زبان فهلوى يعنى ملك بزرگ . و اين نام نوشروان بنهاد و او را كسرى گفتندى و در اولاد او بماند ، هر ملكى كه بنشستى او را كسرى خواندندى و اكاسره جمع است . 1 . انوشروان بن قباد - چون كسرى ملك شد و بساط معدلت بگسترد ، بنيادى نهاد كه هنوز كه هشتصد سال از عهد او رفته ، مثل به عدل او مىزنند . اوّل كارى آن كرد كه در دين سخن گفت و چون در عهد او پيغمبرى نبود ، همان دين پدران نگاه مىداشت و يزدان‌پرستى دانستى و مزدكيان را كه مذهب نو آورده بودند همه هلاك كرد . و عدلش به غايتى بود كه هركس كه در مملكت دست و پاى و اندامش درست بودى ، هركسى را بر حسب استعداد كار فرمودى و كس را بيكار نگذاشتى [ 184 ] ؛ اگر مستعدّ پيشه بودى پيشه آموختى و اگر مستعدّ سلاح‌ورى بودى سلاح دادى و در لشكر داخل كردى و اگر مستعدّ علم بودى به كتّاب دادى ، و اگر دست و پاى درست نبودى يا مفلوج يا كور بودندى ، وجه معاش ايشان از خزانه بدادى . و در كار عمارت چنان بود كه برزيگران را گفت : « اگر در ملك من يك وجب زمين ببينم كه نه مزروع و معمور باشد ، شما را جز گردن زدن
مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 243 | مير هاشم محدث / محمد بن على بن محمد شبانكاره اى