تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
فرستاد و گفت : مىدانم كه دشمنان بدگوئى من كرده‌اند و گفته‌اند كه من طمع در ملك تو كرده‌ام ، اكنون نه اين زمان ، كه بعد از تو نيز خود را از ملك تو بىنصيب كردم ، اينك من خود را معيوب كردم تا مملكت را نشايم . « 1 » و در آن روزگار رسم آن بود كه هركس كه او را عضوى نبودى يا ناقص بودى ، پادشاهى به وى ندادندى . شاپور چون اين حال از وى بديد ، دلش بر وى بسوخت و گفت : « ملك ندهم الّا به وى . » پس نامه كرد به وى كه : « اگر همهء اعضاى خود ناقص كنى ، وليعهد من تويى و از پس من تو ملكى . » و چون شاپور درگذشت ، به اتفاق جملهء اكابر فرس ، مملكت عجم به وى قرار گرفت و او پادشاهى عادل صاحب‌راى بود و همان سيرت پدر و جد داشت . يك سال پادشاهى كرد در داد و عدل ، و چون وفات كرد ، ملك به پسرش آمد بهرام بن هرمز . 4 . بهرام بن هرمز - و اين بهرام مردى بود باعقل و راى و عدل و انصاف ، و رسوم پدران و اجداد بر جاى بداشت . و نعمان بن منذر همچنان مملكت عرب داشتى و نعمان ترسا شده بود ، و آن مانى صورتگر كه زنديق بود و در روزگار شاپور پيدا گشته بود ، تا اين عهد بزيست و تبع او بسيار شد و مذهب او شايع بود . بهرام علماى عجم را بنشاند و مذهب او را بديدند و او را الزام كردند كه زنديق است . بهرام بفرمود تا او را بكشتند و پوستش به كاه بياكند . « 2 » و بهرام سه سال پادشاهى كرد « 3 » و بمرد و اهل عجم را مرگ او بغايت سخت بود كه عادل بود [ 176 ] و پسرش به ملك بنشست . 5 . بهرام بن بهرام - و اين بهرام نيز عدلى تمام داشت و جمالى و بهايى داشت ، و او را « شاهنشاه » خواندندى ، و عدل و داد كرد و جهان را آبادان داشت و همان سيرت اردشير راندى و چهار سال ملك بود « 4 » و فرزندش نبود . چون بمرد برادرش
هامش
( 1 ) . محمّد بن جرير طبرى گويد كه هرمز را قطيع گفتندى بدان سبب كه يك‌دست خود را بريده بود . . . ( تاريخ بناكتى ، ص 53 ) . ( 2 ) . بعضى از مورخان گويند : در زمان شاپور ، مانى صورتگر ، دعوى پيغمبرى كرد . . . و بعضى مورخان گويند : مانى در زمان اردشير بود و حمزهء اصفهانى آورده كه به عهد بهرام اول بود ( تاريخ گزيده ، ص 108 ) . ( 3 ) . در متن تاريخ گزيده : « سيزده سال و سه ماه » ، در نسخه بدل پاورقى : « سه سال و سه ماه » . ( 4 ) . تاريخ بناكتى : « و مدت پادشاهى او بيست سال بود » . تاريخ گزيده هم سلطنت او را بيست سال نوشته .
مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 234 | مير هاشم محدث / محمد بن على بن محمد شبانكاره اى