تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
بكشم به قوّت خداى تعالى . و چون ملك اهواز به حدود فارس رسيد اردشير به حرب وى رفت و او را بكشت و به اصفهان شد و حاكم اصفهان را بكشت . و چون اكثر عراق صافى كرد ، قصد اردوان كرد ، و اردوان در شهر رى بود و با وى لشكرى بسيار و با اردشير دوازده هزار سوار بود . چون مصاف دادند به حملهء اوّل ، لشكر اردوان منهزم شدند و اردشير فيروز آمد و اردوان روى به هزيمت نهاد . اردشير از پى او برفت ، در راه او را بيافت ، و گويند از اسب جدا كردش به نيزه و لگدى بر سرش زد و مغزش بدويد . و چون اردشير ، اردوان را قهر كرد ، قصد مملكت [ 174 ] ملوك طوايف كرد و ايشان را به كلى برانداخت و به حدود سيستان و زابلستان و كابل درشد و همه را مستخلص كرد و بازآمد و تختگاه خود مملكت فارس كرد به شهر جور . و پادشاهى بود كه جملهء زمين را حكم كرد و شانزده پاره شهر مشهور بنا نهاده . و عمرو بن عدى ملك عرب در عهد او زنده بود و اردشير او را محترم داشتى و مملكت عرب به وى مسلّم داشته بود . و اردشير مردى عالم بود و بسيار كتب از خود تصنيف كرده به زبان پهلوى و خيلى وصايا و توقيعات خوب دارد « 1 » و چهل و چهار سال پادشاه جهان بود و پسران بسيار داشت ، امّا شاپور مهتر پسرانش بود و او را وليعهد گردانيده بود و بعد از او پادشاه شد . 2 . شاپور بن اردشير بن بابك - و حال اين شاپور آن بود كه اردشير هركس را از ملوك اشكان كه بديدى بكشتى . روزى ملكى از ملكان اشكان كشته بود و گفته بود كه مال او را به خزانه آوردند . در ميان آن كنيزكى بود خوبروى ، اردشير بر وى عاشق شد و او را زن كرد و از وى بارگرفت . چون با وى گستاخ شد ، اردشير از وى حال او بپرسيد . دختر گفت : « من دختر ملكىام از ملوك اشكان . » اردشير از آن كار پشيمان شد و آن عورت را به دست وزير خود داد و گفتا : « او را بكش ! » وزير مردى دانا بود ، آن زن را نكشت و زن حامله بود . وزير در آن روز هر سه آلت خود را ببريد و در حقه‌اى نهاد و به دست خزانه‌دار ملك داد و گفت : « روزى كه من اين حقه را از تو بخواهم باز ده . »
هامش
( 1 ) . از جملهء مؤلفات او رساله‌اى است موسوم به كارنامه و آن نسخه مبنى است بر چگونگى ظهور او و طواف در اطراف ربع مسكون . و تأليف ديگر دارد موسوم به آداب العيش و آن كتاب مبنى است از آداب خوردن و آشاميدن و با خلق معاش كردن . و در آنجا مبين گردانيده كه آدمى در هر وقتى چه كار كند چنانچه تمامى اوقات را مستغرق ساخته و فرموده كه هركس معطل ماند انديشه‌هاى خطاى او به فسادات منجر شود ( مآثر الملوك ، ص 37 ) .