تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
مسروق راست بپرسيد و تير بينداخت و راست بر ميانهء ياقوت زد و بشكافت و تير به ميان دو ابروى مسروق آمد و به مغز او درشد و مسروق كشته شد و اكثر سپاه حبشيان كشته شدند و بگريختند و سيف ملك يمن بگرفت . وهرز نامهء فتح به كسرى فرستاد و سيف چندان نعمت و نفايس به نوشروان فرستاد كه عدد آن خداى داند . و نوشروان به وهرز نامه كرد كه يمن بر سيف بن ذو اليزن سپار و خود بازگرد . او همچنين كرد . و سيف مدتى بر ملك يمن ملك بود . روزى حبشان فرصتى جستند و سيف را در شكارگاه بكشتند . خبر به نوشروان رسيد . وهرز هنوز زنده بود . نوشروان ديگربار وهرز را بفرستاد و بسيار حبشان بكشت و ملك يمن بگرفت و به مردى داد هم از تخم ملوك يمن ، نام او « بادان » ، و اين بادان تا آخر ملك پرويز بزيست و ملكى بزرگوار بود و اسلام بپذيرفت . و چون اهل يمن مسلمان شدند ، پيغمبر ما - عليه الصّلواة و السّلام - معاذ بن جبل را به يمن بنشاند و چندين سال در يمن بود و ايشان را علم شريعت مىآموخت . اين است خبر ملوك يمن كه مستوفى گفته شد . اكنون حكايات اشكانيان بگوييم ، و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب .

[ اشكانيان ]

طايفهء پنجم از گروه اول ايشان را اشكانيان گويند . عدد ايشان هجده نفر . گفتيم كه بعد از اسكندر ، هر مملكتى كه از اين سوى دجلهء بغداد است دو گروه بود ؛ اعنى از همدان و قم و كاشان و اصفهان تارى و همهء عراق عجم به دست ملوك اشكان بود و از آن سوى رى تا حدود خراسان و جيحون به دست ملوك طوايف بود ، و ايشان با ملوك طوايف خويش بودند و با همديگر موافق بودندى . و اصل اشكانيان از داراب الاكبر است و اشك پسر او بود . چون داراب بمرد ، اشك ناپيدا شد ، وقتى كه اسكندر [ 172 ] نماند ، او پيدا گشت و نسب خود آشكار كرد و مملكت مذكور بگرفت و تصرف نمود و دويست و شصت سال پادشاهى عراق در اولاد او بماند بدين تفصيل كه نوشته مىشود و هذا اساميهم . اشك بن داراب ، ده سال پادشاهى كرد و از پس او پسرش نشست اشك بن اشك ، و