تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
او را « اشك اشكان » گفتندى . بيست سال به مراسم پادشاهى اقامت نمود ، و از پس او پسرش شاپور بن اشك بيست سال ، و از پس او بهرام بن شاپور يازده سال ، و از پس او بلاش بن بهرام پانزده سال ، و از پس او هرمز بن بلاش نوزده سال ، و از پس او برادرش نرسى بن بلاش بيست و يك سال ، و از پس او فيروز بن هرمز هفده سال ، و از پس او بلاش بن فيروز دوازده سال ، و از پس او خسرو بن بلاش چهل سال ، و از پس او بلاش بن بلاش بيست و چهار سال ، و از پس او اردوان بن بلاش سيزده سال ، و از پس او اردوان بن اشكان پانزده سال ، و از پس او خسرو بن اشكان سيزده سال ، و از پس او بلاش بن اشكان دوازده سال ، و از پس او جودرز بن اشكان سى سال ، و اين جودرز بود كه به طلب خون يحيى بن زكريّا - عليهما السّلام - به بيت المقدس رفت و خراب كرد و خون او بخواست و چندان كشتن كرد كه خون به دروازه بيرون رفت ، و از پس او پسرش نرسى بيست سال ، و از پس او اردوان بن نرسى سى و يك سال ، و اين اردوان آخر ملوك اشكانيان بود و اردشير بن بابك بر وى خروج كرد و ملك از وى منصرف شد و ملوك جهان را همه قهر كرد . و اللّه اعلم . گروه دوم از طبقهء دوم و اين گروه دو شعبه‌اند : يكى عجم و يكى عرب .

ملوك عجم

و ايشان دو قسم‌اند ، اصل هر دو قسم از بهمن بن اسفنديار .

[ ساسانيان ]

طايفهء اول از ملوك عجم قوم اوّل و ايشان را ساسانيان گويند . اوّل ايشان : 1 . اردشير بن بابك بن ساسان بن بهمن - و چون بهمن بن اسفنديار بمرد ، او را پسرى ماند نام او ساسان و از ننگ آن‌كه ملك پدر نيافت ، از ممالك پدر برفت و به روستاى فارس مىبود و نسب خود پنهان كرد و شبانى كردى . و او را پسرى آمد هم ساسان نام كرد و وصيّت كرده بود كه هر پسرى بطنا بعد بطن ساسان نام كنند تا به وقتى كه سه ساسان