او - اكابر ايران به دست او داد و اغريرث ايشان را از بند خلاص داد ، و افراسياب از آن كينه برادر خود را بكشت .
7 . افراسياب ملك ترك - افراسياب اگرچه پادشاه تركستان بود ، به سبب آنكه از نسل فريدون است ، ذكر او در فريدونيان كرده شد . و نسب افراسياب چنين است : افراسياب بن پشنگ بن رادشم بن تور بن فريدون .
و او پادشاهى عادل مردانه بود با سياستى تمام و هرگز ظالم را نتوانستى ديد و رعيّت را نيكو داشتى . و چهارصد سال بزيست و هميشه با ملوك ايران مخاصمت ورزيدى از براى كين تور ، و بسى حربها ميان او و كاووس و كيخسرو رفته و در شاهنامه اكثر مسطور است . و افراسياب به دست دخترزادهء خود كيخسرو بن سياوش به مرگ آمد .
8 . زو بن طهماسب - چون ايرانيان از بند افراسياب خلاص يافتند ، به سيستان رفتند سوى زال و سام و گفتند ما را پادشاهى نيست شما تدبيرى كنيد . پس مردى پير يافتند از اسباط فريدون ، نام او زو بن طهماسب ، و مردى باراى بود و شكوهى داشت ، او را به پادشاهى نشاندند و او به تدارك كار گذشته و خرابى كه افراسياب كرده بود مشغول گشت و در عراق ، اين رود كه امروز آن را زاب گويند اجرا كرد و شهر بغداد بنا كرد و هفت سال خراج از رعايا نستد و بعد از هفت سال درگذشت . و اللّه اعلم .
گروه دوم از طبقهء اول و ايشان دو طايفهاند :
[ كيان ]
طايفهء اول از گروه دوم ايشان را كيان گويند و عددشان سه نفر . و چون زو درگذشت ، در ايران زمين پادشاه نبود .
ايرانيان بر زال اتفاق كردند . زال قبول نكرد و پسر خود رستم را به فيروزكوه فرستاد ، مردى يافت از نسل فريدون ، نام او كيقباد ، و به ايران آورد و به پادشاهى نشاند .
1 . كيقباد - و كيقباد را در پادشاهى شش پسر آمد مهترش كيكاووس ، كىآرش ، كىباشن ، كىتنيه ، كىمارش ، كىامر و ايشان همه ملكان بزرگ بودند . و كيقباد پادشاهى باعقل و