تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
را ملال گرفت و ستوه شد . روزى چماقى بر سر مرده ريگش زد و مغزش بيرون آمد و آن پشه مانند كبوترى از بينى معيوبش بيرون آمد و بپريد و نمرود به دوزخ افتاد تا عالميان بدانند كه جملهء جهان و جهانيان به نسبت با قدرت و قوّت آفريدگار تبارك و تعالى عاجز و ضعيف‌اند و يك پشه را فرمود تا قهر آن طاغى جبّار و آن سپاه جرّار كرد . تعالى و تقدّس اسمائه و عظمت كبريائه . 10 . فرعون مصر - او نيز هم از عمالقه است و نام او وليد بن مصعب بود و حال او در حديث موسى - عليه الصلوات و السلام - گفته شد كه خداى تعالى او را با مجموع قوم و تبع و لشكر چگونه در دريا غرق گردانيد . و او را خداى تعالى عمرى دراز داده بود ، گويند چهارصد سال بزيست ، كه او را روزى تب نيامد و به هيچ مرض گرفتار نشد تا قهر گشت . و او اگرچه كافر بود دو خاصيت داشت : يكى آن‌كه عدل كردى و يكى آن‌كه هر شب نزديك نماز خفتن ، ريش خود را شانه كردى . خداى تعالى بدين دو خاصيت نيكو كه او را بود ، عمرى دراز داد و رنج نداد . و اللّه اعلم بالصّواب .

[ فريدونيان ]

طايفهء چهارم از گروه اول و ايشان را فريدونيان خوانند . عدد ايشان هشت نفر [ 149 ] 1 . فريدون بن آتبين - و اين فريدون از فرزندان جمشيد بود و منجّمان ، ضحّاك را گفته بودند كه از نسل جمشيد كسى پيدا شود كه ملك تو بگيرد . ضحّاك مردم را فرا كرده بود تا هر فرزندى كه از قوم جمشيديان مىزاد مىكشتند . مردى بود از نسل جمشيد نام او آتبين ، اما از بيم ضحّاك ، نسب خود را آشكار نمىتوانست كرد و زنى داشت از تخم طهمورث ، نام او فرانك . ايشان را پسرى آمد كه آثار پادشاهى در جبين او مبيّن بود ، او را از مردم پنهان داشتند . ضحّاك را از حال آن پسر آگاه كردند . در پى او افتاد تا به دست آورد و بكشد . آتبين پسر را برگرفت و به هندوستان برد و به دهقانى سپرد . فريدون در هندوستان بزرگ شد و علم و حكمت تمام آموخت . و گويند آن دهقان را گاوى بود . فريدون را به شير آن گاو بپرورد . چون ضحّاك آگاه شد ، آتبين را بكشت و مرد فرستاد به هندوستان ، آن دهقان را بكشت و آن ماده‌گاو نيز بكشت و فريدون را نيافت . فريدون