[ عاديان ]
طايفهء سوم از گروه اول و ايشان را عاديان گويند . و از آن جمله هفت نفر فرزندان صلبى ارم بن سام بن نوحاند و سه نفر هم از فرزندان سام اما نه از ارم . اوّل آن هفت فرزند :
1 . عاد بن ارم « 1 » - او را « عاد الاول » گفتندى و مهتر فرزندان ارم بود و مردى قوىتركيب بود و قصهء او در ذكر هود النّبى گفته شد كه خداوند تبارك و تعالى ايشان را به باد صرصر هلاك گردانيد و هود چه [ 146 ] بلاها از ايشان كشيد . و ايشان مردمان درازبالا بودند و هر يكى را چهل گز و پنجاه گز بالا بودى و در قوّت تا به حدى بودند كه پاى بر زمين زدندى تا زانو در گل نشستى ، و بنا كه ايشان كردهاند سخت عجب است و خداى تعالى ايشان را به خرماييان ماننده كرده « كما قال اللّه تعالى
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ . »
« 2 » و ايشان بتپرست بودند و هود ايشان را پنجاه سال به خداى مىخواند و نگرويدند و ايشان به باد هلاك شدند . و لقمان حكيم به روزگار ايشان ظاهر گشت . و لقمان عمر هفت كركس يافت و ذكر او نيز از پيش رفته است .
2 . ثمود بن ارم - او را « عاد الاخرى » گويند و زمين حجر داشت ، و حجر از زمين حجاز است و امروز پيداست و خداى تعالى صالح پيغمبر را بديشان فرستاد ، ايشان نگرويدند و قصّهء آن شتر كه خداى تعالى از سنگ بيرون آورد و ذكر رفته كه سى سال آن شتر در ميان ايشان بود و عاقبت بكشتندش بدان سبب خداى تعالى عذاب فرستاد و به سه روز همه بمردند : روز اوّل روى ايشان زرد شد ، روز دوم سرخ ، روز سوم سياه و همه بمردند ، و صالح و ديگر مسلمانان در آن شهر بماندند .
3 . طسم بن ارم - ارم ، عمّان و بحرين به اين پسر داده بود و ملوك عمّان و بحرين از نسل اويند . و او اثرى مشهور ندارد كه ذكر كرده شدى ، و اللّه اعلم و احكم .
4 . خديش بن ارم - و خديش زمين تهامه داشت و تهامه ، بحرين و يمامه است تا حدود يمن . او مردى جبّار بود و مدتى در كفر بسر برد و فرزندان او را « تبابعه » گويند و ذكر ايشان خواهد آمد . و خديش عمر دراز يافت . عاقبت به دوزخ رفت .
5 . ضحار بن ارم - او به زمين طى حاكم بود ، از احياء عرب ، امروز آن را زمين ضحار گويند
هامش
( 1 ) . تاريخ بناكتى : « عاد بن عوص بن ارم » .
( 2 ) . سورهء « حاقه » ، آيهء 7 .