تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
[ 135 ] ايشان ميان صحابه قسمت كرد و بنياد خمس غنيمت كه پيغمبر را دادندى در اين غزو كردند . غزو هفدهم : غزوه بىلحيان بود و پيغمبر خواست كه انتقام از آن كافران بخواهد كه اصحاب او را به غدر كشته بودند . با سپاه برفت و ايشان بگريختند . غزو هجدهم : غزوه ذى قرداست . و چنان بود كه بنى غطفان جمعيتى كردند و به نزديك آمدند و گله و رمهء مدينه براندند . پيغمبر جمعى از بزرگان صحابه بفرستاد و خود از پى برفت و گله بازستد و بعضى از كافران بكشت . غزو نوزدهم : غزوه بنى المصطلق بود . قومى بودند از بنى خزاعه و پيوسته دم مخالفت با رسول زدندى . پيغمبر ابو ذر را بر مدينه خليفه كرد و برفت و آن كافران را بعضى بكشت و مال بستد و قسمت كرد . غزو بيستم : حكايت حديبيه و حج و عمره و عهد قريش است و بعد از آن جنگ حصارهاى خيبر است و حديث اهل فدك داخل آن است . غزو بيست و يكم : غزوه وادى القرى است كه بعد از غزوه خيبر افتاد . چون هنوز پيغمبر باز مدينه نرفته بود برفت و آن كافران را حصار داد و به مدينه بازآمد . غزو بيست و دوم : فتح مكه است . و اين نيز فتح بزرگ است و تمام بگوييم . و آن‌چنان بود كه آن سال كه پيغمبر به زيارت كعبه آمد قريش او را به مكه رها نگردند و عهد كردند و پيغمبر از حديبيه بازگشت . هم در آن سال پيغمبر خوابى ديده بود چنان كه بشارت فتح مكه بود . قوله تعالى :
« صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ . »
« 1 » و مردمان را گمان آن بود كه اين فتح در آن سال حديبيه خواهد بود على الخصوص كه پيغمبر به مكه شد و آن عهد كرد ، در آن سال فتح نشد اما سال ديگر چون كافران عهد بشكستند فتح شد . سبب آن بود كه بنو بكر در عهد قريش بودند و بنو خزاعه در عهد پيغمبر ، و هر دو قوم از مكه بودند . ميان بكر و خزاعه خونى افتاد و به حرب همديگر برخاستند . قريشيان به مدد بنو بكر درآمدند و از خزاعه به تشنيع به خدمت رسول آمدند و گفتند : قريشيان عهد شكستند ، و جبرئيل خود پيش از
هامش
( 1 ) . سورهء « فتح » ، آيهء 27 .