مسلمان شد .
و آن اسيران را همه بند كردند ، هركس كه مسلمان مىشد او را خواسته بازمىدادند و مخير خود بود ، خواست در مدينه مىبود و خواست باز مكه مىشد .
اين است شرح غزو بدر . اكنون غزوهائى بگوييم كه ميان بدر و احد است و بعد از آن غزو احد بگوييم .
غزو ششم : غزو الكدر « 1 » است و پيغمبر ، عبد الله ام مكتوم را بر مدينه خليفه كرد . و نزديك مدينه سرائى است كه آن را « الكدر » گويند ، و در آن غزو رايت على داشت . و چون پيغمبر برسيد كافران همه بگريختند و چهارپايان و گوسفندان ايشان را همه براندند و بستدند .
غزو هفتم : [ 128 ] : غزو بنى قينقاع بود و بر مدينه ابو لبابه خليفت كرد و لوا حمزه داشت . و آن كافران هفتصد تن بودند . همه را از حصار بيرون كرد و به شام رفتند و خواستهء ايشان همه بستدند .
غزو هشتم : را غزو السويق گويند و چنان بود كه ابو سفيان با دويست مرد بيامد و حصارى هست نزديك مدينه ، و فروگرفت و سوگند خورد كه مدينه را غارت كند و اسيران را باز ستاند . و پنجاه نفر بفرستاد و بيامدند به مدينه ، و يك مرد را بيافتند و بكشتند . چون خبر به پيغمبر رسيد ايشان هر پنجاه بگريختند و پيغمبر با سپاه از دنبالهء ايشان برفت و بديشان نرسيد . و كافران در راه انبانهاى پست « 2 » داشتند ، همه بينداختند و مسلمانان برمىگرفتند .
اين غزوه را از براى آن غزوة السويق گويند .
غزو نهم : غزو ذى امر است . و ذى امر جائى است ميان مكه و مدينه . و پيغمبر برفت و نيافتشان و بازگشت .
و هم در اين سال بود كه پيغمبر آن دختر ديگر به زنى به عثمان بن عفان داد .
غزو دهم : غزو احد است . چون قريش را آن مصيبت بزرگ از غزوهء بدر برسيد گفتند ما نياراميم تا داد خود از محمد نستانيم . و صفوان بن اميه و عكرمة بن ابى جهل و ابو سفيان
هامش
( 1 ) . نام اين غزوه در متون تاريخى غزوهء بنى سليم و غلطفان نيز آمده است .
( 2 ) . پست دو معنى دارد : يكى تلخان است و آن را از هفت چيز درست كنند : گندم ، جو ، نبق ، سيب ، كدو ، حب الرمان ، سنجد و معنى ديگر آن شراب يا شيرينى است ( لغتنامهء دهخدا ) .