تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
بودند همچون نوح و ادريس و ابراهيم و اسماعيل و تفصيل احوال هر يكى از اين مهتران اگر بگوييم دراز شود . امّا از نزار بن معد تا سيّد كاينات كه سلسلهء انساب مباركش به وى مىكشد ، به طريق ايجاز و سبيل اختصار بگوييم تا زمانى كه مولود مباركش و وفاتش صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم . بدان كه نزار پسر معد بن عدنان بود و كنيت او ابو ربيعه و مسكن و جايگاه پدران او در باديه ، و نزار مسكن خود باز مكّه آورد و گاهگاه به باديه شدى و گاهگاه باز به مكّه آمدى . و او را چهار پسر بود : مهترش ربيعه [ 109 ] دومش اياد ، سومش مضر ، و چهارمش يلمان ، و پيغمبر ما - عليه السلام - از نسل مضر بود و او را « مضر الحمراء » گفتندى از آن سبب كه نزار در وقت نزع ، هر پسرى را چيزى بخشيد و مضر را خيمه‌اى از اديم سرخ داد ، او را حمراء از اين جهت گفتندى . و نزار چون از اين جهان مىشد ، پسران را وصيت كرد كه چون من بميرم ، شما مال و تركهء من به همين [ ] قسمت كنيد و اگر در ميان شما خلاف افتد ، به زمين نجران يكى فاضل هست نام او افعى و دوست من است ، پيش وى رويد و از من سلام برسانيد و بگوييد كه وصيت من آن است كه تو ميراث ميان فرزندان من قسمت كنى . چون نزار رحلت كرد ميان پسران خلاف افتاد . برخاستند و روى به نجران نهادند پيش افعى كاهن . و اين پسران همه مردمان دانا بودند ، در راه كه مىرفتند كشتى ديدند كه حيوانى از آن كشت يك لخت گياه خورده بود . مهتر پسر گفت : « اين شتر كه اين گياه خورده به چشم راست كور بوده ! » اياد گفت : « به دست چپ لنگ بوده ! » مضر گفت : « دنب نداشته ! » يلمان گفت : « رم خورده بوده ! » اين بگفتند و برفتند . خداوند شتر بديشان رسيد و گفت : « شتر مرا نديديد ؟ ! » ايشان صفت شتر او به همان منوال بگفتند . او گفت : « شتر من شما داريد ؟ » ايشان گفتند : « ما شتر نديديم و پيش افعى مىرويم تا ميان ما حكم باشد ، تو نيز بيا و ماجراى خود بگوى . » آن مرد با ايشان برفت . چون برسيدند ، افعى ايشان را فرود آورد و گرامى داشت امّا نشناختشان . خداوند شتر گفت : « اولا ماجراى من پيش آريد » و صورت حال بازگفت . ايشان گفتند : « ما شتر نديديم ، امّا صفتش بدانيم . » گفتا : « به چه دانستيد ؟ » ربيعه گفت : « آن شتر گيا همه از طرف چپ خورده بود ، دانستم كه چشم راستش كور بوده . » اياد گفت : « هركجا ايستاده بود اثر