تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
همه خلق متحيّر شدند . ملك گفت : « اين چه بود كه تو كردى و خدايان ما را هلاك كردى ؟ » گفتا : « بدان كردم تا بدانى كه ايشان خدايى را نشايند . » پس زن ملك ، دين خود را آشكارا كرد و ملك را گفت : « اگر به دين جرجيس درنيايى ، همچون بتان به زمين فروشوى . » و مردمان كه به دين جرجيس بودند همه سى و چهار هزار مرد و زن بودند . ملك فرمود تا زن را به عذاب بكشتند و خداى او را به بهشت فرستاد . و هفت سال بود تا جرجيس در ميان آن قوم بدان عذاب و بلا گرفتار بود و هيچ‌كس ديگر به وى نگرويد و دعا كرد و گفت : « خدايا ! مرا پيغمبرى كرامت كردى و مزد شهدا دادى و مزد صابران دادى ، اكنون خواهم كه آن كسان كه به دين من نگرويدند و مرا دروغزن كردند ، پيش من همه را هلاك كنى و مرا بيش از اين زندگانى نمىبايد . » پس ابرى برآمد و آتش از آن بباريد و آتش به ملك و اتباع افتاد . و مردمان كه مسلمان بودند هر سى و چهار هزار پيش جرجيس ايستاده . كافران چون ديدند كه خواهند سوخت ، شمشيرها بركشيدند و مسلمانان را همه بكشتند و خود جمله بسوختند . و از پس اين احوالها ، روزگار ملك اردشير بن بابك بود . و اللّه اعلم بالصّواب .

ذكر خاتم الانبياء محمّد مصطفى ( ص )

عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيّات نسب مبارك او نزديك جملهء مفسّران و مورّخان ، محقّق است و بدان متّفق كه چنان كه ذكر مىرود تا به آدم همه راست است و هذا تفصيلهم : محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطلب هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن مضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان بن اد بن ادد بن الهميسع بن يعرب بن يشحب بن قيدار بن اسماعيل بن ابراهيم بن تارخ و هو آزر بن باحور بن ساروغ بن فالغ بن غابر بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك بن متوشلخ بن اخنوخ و هو ادريس بن يرد بن مهلائيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم عليهما السلام . و بدان كه هر يكى از اين مردمان كه ذكر رفت ، در روزگار خود مهترى يا پيغمبرى