تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
عزير . ايشان او را قبول نكردند و به زندان كردند . چون بخت‌نصر بيامد و آن همه خرابى كرد ، ارميا را از زندان بيرون آورد و گفت : « چه مردى ؟ » گفت : « من پيغمبر خدايم ، سوى بنى اسرائيل آمدم و اين همه كه تو كردى با ايشان بگفتم ، ايشان از من نشنودند و مرا به زندان كردند . » بخت‌نصر او را گرامى كرد و دست بازداشت و آن بيچارگان كه از شمشير بخت‌نصر رسته بودند همه بر عزير گرد آمدند و گفتند : « ما را دعا كن تا گناه ما عفو شود . » عزير دعا كرد . خداى تعالى گفت : « بگوى تا همه در مسجد بيت المقدس گرد آيند و مرا پرستند » . گفتند : « آنجا همه ويران است و خوار شده . » ايشان برفتند پيش ملك مصر و از جور بخت‌نصر بناليدند و يارى خواستند . بخت‌نصر نامه كرد به ملك مصر كه ايشان را پيش من فرست ، اگر نه بيايم و مصر را همچون شام خراب كنم . ملك مصر ايشان را نفرستاد . بخت‌نصر بيامد و ملك مصر را بكشت و مصر را غارت كرد و بنى اسرائيل - بعضى كه مانده بودند - به زمين حجاز افتادند به حدود مدينه و آنجا شهرها و حصارها بنا كردند ؛ چون حصار خيبر و قريظه و حنين و وادى القرى و غيرهم . و بخت النصر از مصر و شام بسيار برده بياورد ، و دانيال پيغمبر در ميان بندگان بود و عزير نيز در ميان ايشان بود . عزير فرصت جست و بجست ، و خداى وحى كرد به دو كه به بيت المقدس بازشو كه من آن خانه را آبادان خواهم كرد . و عزير بر خرى نشسته بود . چون به زمين بيت المقدس رسيد به ديهى اندر شد و هيچ آدمى نيافت ، و درختان را ديد همه پربار ، و او گشنه بود ، قدرى انگور و انجير از درخت بازكرد و چندى بخورد ، و تشنه بود ، انگور بفشارد [ 97 ] و آب آن بخورد و در سايهء درختى بخفت ، و وقت چاشتگاه بود ، خداى تعالى جان از وى جدا گردانيد ، و صد سال مرده بود ، پس از صد سال كه ملك لهراسب نمانده بود و ملك به پسرش گشتاسب رسيده ، او را گفتند كه مغرب و شام ويران است . گشتاسب ويرانى نتوانست ديد ، بخت النصر را از مغرب معزول كرد و اسيران را رها كرد و ملكى ديگر بر مغرب خليفه كرد . و بنى اسرائيل چون خلاص يافتند ، قصد بيت المقدس كردند ، و ملكى داشتند ، و گويند دانيال بود ، و بيت المقدس و شام آبادان شد ، و در اين صد سال عزير همچنان مرده بود و خرش مرده بود و پيش او افتاده . و چون صد سال درآمد ، به فرمان خداى عزّ و جلّ عزير زنده شد و بازنشست ،