تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

ذكر دانيال ( ع )

و دانيال هم از اسباط [ 98 ] سليمان بود و در عهد گشتاسب او را در ميان بردگان شام آورده بودند و در عهد عزير كودك بود ، اما به روزگار بهمن بن اسفنديار بن گشتاسب بزرگ شد و پيغمبرى آمدش . و در شام ملكى بود اردشت بهمن از فرزندان آن احسونوس كه بهمن او را با بخت النصر به شام فرستاده بود و در آخر عهد او ملكى به احسونوس افتاد . و او پسرى داشت و نامش « كيرش » بود و كيرش را مادر از بنى اسرائيل بود و از براى مادر تمامت بنى اسرائيل را نيكو داشتى و قوت دين موسى دادى . و دانيال پيش اين ملك بزرگ شد و او مركيرش را نصيحت كردى . و كيرش شام و بيت المقدس را آبادان كردى . و چون دانيال خواست كه به بيت المقدس بازشود ، از ملك اجازت خواست . ملك اجازت نداد و گفت : « بنى اسرائيل را آنجا فرست و تو خود ايدر بباش . » و دانيال بيست و دو سال پيش ملك كيرش بماند و چون كيرش نماند ، دانيال به بيت المقدس بازشد و مردم را به خداى مىخواند تا عهدى كه بمرد .

ذكر زكريا ( ع )

و بعد از دانيال هيچ پيغمبر نبود و بنى اسرائيل در مسجد بيت المقدس مىبودندى و عبادت كردندى و دعا كردند كه خدايا ! ما را پيغمبرى ده . و در بنى اسرائيل رسمى بودى كه هركس نذر كردندى كه خدايا ما را پسرى ده تا او را محرر « 1 » گردانيم . و محرر آن بودى كه چون آن پسر بيامدى در حال ، او را به مسجد بيت المقدس بردندى و در آن جاى بزرگ شدى و هرگاه كه شير خواستى ، مادر پيش او شدى تا پنج ساله شدى ، بعد از آن نه مادر و نه پدر و نه هيچ آفريده‌اى پيش او نشدى ، و آن كودك به تورات خواندن مشغول شدى و هيچ‌كار ديگر نكردى تا به مردى . و در اين وقت از محرران مسجد پنج هزار كس جمع شده بودند كه هرگز بيرون [ را ] نديده بودند و همه طاعت كردندى . و زكريّا از جملهء
هامش
( 1 ) . محرر در اصطلاح بنى اسرائيليان به معناى معتكف در نزد مسلمانان است ( مهذّب الاسماء ) .