تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الانساب ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
همچنان شود كه بود و گوسفندان به دست خداوند كشت ده تا مىدارد و مىچراند و علف مىدهد تا آن وقت كه كشت با وى مىسپارند ، و در اين مدّت كه گوسفندان به دست او باشد ، هر پشم و شير و بره كه باشد همه خداوند كشت را باشد [ 92 ] عوض علف كه به گوسفند مىدهد تا هر دو را زيانى نيفتد و خواستهء هيچ يكى تباه نشود . » داوود بدين حكم شاد گشت و به حكم سليمان كار كرد . و خداى تعالى سليمان را ملكى داده بود كه به هيچ‌كس نداده بود ، چنان كه مجموع جهان را در تحت فرمان او كرد از آدميان و پريان و ديوان و مرغان و سباع و بهايم و باد ، كما قال اللّه تبارك و تعالى :
« فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي . »
« 1 » و فرمود كه :
« وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ . »
« 2 » و زبان مرغان او را بياموخت و گفت :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ . »
« 3 » و سليمان - عليه السّلام - ديوان را فرمود تا به كار مسجد بيت المقدس ايستادند و هركجا او خواستى بنايى يا شهرى كردى همه ديوان تمام كردندى و ديوان را فرمود تا مرواريد و گوهر از دريا بيرون آوردند . و غوص او بنياد كرد . و سليمان فرموده بود تا تختى ساخته بودند كه به چهار اشتر ، بار كردندى و بساطى كه صد فرسنگ در صد فرسنگ بگرفتى ، و آن تخت از زر بود . و سليمان با آن همه پادشاهى هر شب نان جوين خوردى و همه روز به روزه بودى . و او را هزار زن بود : هفتصد آزاد و سيصد سريت . و سليمان را وزيرى بود بس دانا نام او آصف بن برخيا مردى بغايت دانا . و به روزگار سليمان در زمين سبا در حدود يمن ، زنى ملكه بود از ملوك حمير ، نام او بلقيس ، و عرب بود ، و مملكتى تمام داشت و خزانه‌اى بزرگ و شوكتى عظيم . سليمان خواست كه آن مملكت را مسخّر گرداند . رسولان را بفرستاد و او را به اسلام خواند . بلقيس رسولان را بازفرستاد و حقه‌اى سر به مهر كه يك دانه ياقوت سرخ در وى بود ناسفته ، و گفت : « سليمان را بگوييد تا بگويد كه در اين حقّه چيست ؟ » و صد غلام و صد كنيزك فرستاد ، همه در يك جامه و گفت : « نر و ماده از هم جدا كن . » و ديگر گفت : « كه از سليمان بپرسيد تا در دنيا آبى كدام است كه خوشتر از آن نيست و چون تشنه از آن آب
هامش
( 1 ) . سورهء « ص » ، آيهء 36 . ( 2 ) . سورهء « نمل » ، آيهء 17 . ( 3 ) . همان ، آيهء 16 .