ذكر داوود ( ع )
و داوود از فرزندان يهودا بود . داوود بن ايشا بن عويد بن ياغر بن سلحون بن نحشون بن عمى نادب بن رام بن حصرون بن فارض بن يهودا بن يعقوب . « 1 » و داوود مردى بود سرخموى گربهچشم كوتاهبالاى اندكريش ، و هيچكس از پيغمبران پادشاهى و پيغمبرى به هم نكرده بود الا يوسف - عليه السّلام - و داوود و سليمان .
و داوود پادشاهى چنان بزرگ بود كه بر در او چهار هزار حارس بودند و خداى تعالى او را خليفهء خود خواند كه :
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ »
« 2 » و او را حكمت بياموخت ، اما شريعتى بر شريعت نيفزود و همان دين موسوى تازه داشت . و خداى او را كتابى بفرستاد كه « زبور » گويند ، اما در زبور احكام شريعت نيست ، همه تسبيح و تهليل خداى عزّ و جلّ است . و داوود زبور را به آواز خوش خواندى و مرغان بسيار بر سر او راست بايستادندى . و خداى ، داوود را به قرآن ستوده است كه
« نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ . »
« 3 »
و داوود هميشه از خداى تعالى بلايى خواستى تا او را همچون پيغمبران ديگر مزدى بودى . خداى او را به زن اوريا مفتون گردانيد . و اوريا برادر داوود بود . و قصه چنان بود كه داوود يك روز زن اوريا را بديد و بر وى فتنه شد . اوريا را به غزو كافران فرستاد تا كشته شد و زنش به زنى بازكرد ، و آن گناهى بود داوود را . خداى تعالى روزى دو ملك به صورت آدمى پيش داوود فرستاد و گفتند كه :
« إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ . »
« 4 » داوود بدانست كه آن گناه است كه كرده است ، و اين تنبيه است او را و به گريه افتاد و مدتى مديد مىگريست [ 91 ] چنان كه مسطور است كه هرگز هيچ آفريده چندان نگريست كه داوود ، بعد از مدّتى خداى تعالى توبهء او قبول فرمود و قصهء آن مشهور است . و بعد از توبه ، خداى تعالى داوود را معجزهاى داد كه آهن بر دست او نرم گردانيد و زره ساختن او را بياموخت .
و داوود روزگار خود را به سه بهره كرده بود : يك بهره عبادت كردى ، و يك بهره در
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى به صورت بىنقطه و ناخوانا : « داوود بن ايشا بن عويد بن باعر بن سلمون بن حسون بن عمران بن رام بن كرون بن فارس بن يهودا بن يعقوب » ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 2 ) . سورهء « ص » ، آيهء 26 .
( 3 ) . همان ، آيهء 30 .
( 4 ) . همان ، آيهء 23 .