تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
لهراسب نهادست هرى را بنياد * گشتاسب درو بناى دگر بنهاد 34 ، 184 ليكن زلال چشمهء دين كى شود روان * بىيارى سياست شاهان كامكار 38 مائيم درين جهان خراميم و چمان * بخشيم و خوريم و ياد ناريم غمان 130 ما صبر گزيديم به دام تو كه در دام * بيچاره شكارى خبه گردد ز طپيدن 36 مال جمع آر در نشيمن دهر * تا به آن دم كه در جهان باشى 54 مانده چون من متصل در حلقهء زنجير او * از براى ادعا دست وا از روزگار ( ؟ ) 274 مبارك باد فتح كشور دينى و دنيائى * مبارك باد بر شاه جهان تخت سليمانى 261 محمد پهلوان هفت كشور * كه در دهرش نبود اقران و امثال 208 محمد شه لاجوردى سرير * كزو گشت هستى عمارت‌پذير 18 محمد شه ملك دنيا و دين * نبى الورى خاتم المرسلين 250 محمد همايون به جايش نشست * كه ملكش ز چين باد تا روم و رى 261 محمد همايون شه پاك دين * ترا زندهء تاج و تخت و نگين 301 محمود برادرم شه شير كمين * مىكرد نزاع از پى تاج و نگين 139 مدار امن و امان خسرو همايون نام * كه قامت فلك از بار طاعتش خم شد 259 مدار اولياى حضرت قدس * پناه اصفياى مجمع انس 204 مرا با ملك طاقت جنگ نيست * به صلح ويم نيز آهنگ نيست 131 مراد خاطر اميدواران * نباشد جز وصال گلعذاران 265 مرا در عاشقى نسبت مكن با وامق و مجنون * كز ايشان عشق من از دولت حسن تو افزون است 298 مرا هم نسب هست و فضل و ادب * هنرهاى موروثى و مكتسب 307 مرجع اهل شرف درگاهش * كحل هر ديده غبار راهش 254 مرد آن است كو به خوى لطيف * مرد آزاد مرد و بخرد 84 مردانه در اين راه بپويم پس و پيش * شايد كه رسم به آرزوى دل خويش 139 مردم او جمله فرشته صفت * خوش دل و خوشخوى چو اهل بهشت 184 مردم چشم فلك را كحل بينائى شود * گر صبا از خاك درگاهش برانگيزد غبار 274 مركب ميمون ، رخ گلگون ، تك هامون گذار * مركبى دلدل ، دلى مرمر ، سم صرصر مسير 294 مرمتى كه ز اصل بنا فزونتر بود * در اين مقام شريف از علو همت كرد 188 مريخ مپندار برين چرخ كبود * كان آتش ديده‌بان او خواهد بود 186 مزين به ديباى روم و فرنگ * ز اجناس زردوزى و هفت رنگ 293 مستغرق بحر نيستى ليك * در بزم شهود گشته مشهور 212 مسجد او جامع فيض إله * زمزمهء خطبهء او تا به ماه 186 مصايب را توئى صايب ، نوايب را توئى شاكر * غرايب را توئى مظهر ، عجايب را توئى مظهر 228 مطرح نور رخ شمعيست اين قصر بلند * كآفتاب و انجمش پروانه‌سان گرد سراست 280 مطلع ماه شب افروزيست اين برج شرف * كز طلوعش خلق را هر شام صبح ديگر است 280
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 328 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )