نور دولت ز جبينش ظاهر * فتح و نصرت به جنابش حاضر 254
نور رحمت چو برو نازل شد * آنچه نازل شده باشد سال وفات 214
نوروز تا چمن را بخشد لباس خضرا * از خلعت تو بادا اهل شرف مباهى 298
نوروز همايونشه جم قدر كه حكمش * بىشوب تغير چو قضا و قدر آمد 297
نورى از روزن اقبال در افتاد مرا * كه از آن گلشن دل شد طربآباد مرا 148
نويسم ظفرنامهاى دلفريب * كه مهرش ز جانها ربايد شكيب 306
نهان گشته در خود و جوشن همه * ز سر تا به پا غرق آهن همه 295
نهد افسر سرورى بر سرى * كه در عدل نبود چو او ديگرى 257
نه دختر اخترى از برج شاهى * گرامى گوهرى از درج شاهى 148
نهد مرهمى جان افگار را * برآرد ز دل خار آزار را 258
نه سلامى ز تو كز غم كند آزاد مرا * نه پيامى كه به وصل تو كند شاد مرا 230
نه كس بودند ز آل سامان مذكور * دائم به امارت خراسان مشغول 113
نه مال همى ماند و نه خان و نه مان * چون عمر نمىماند گو هيچ ممان 130
نيامد در چمن گل ز انفعالش * نيامد در بهار اكنون مثالش 232
نيست فوقش ميل زرين بلكه سر بيرون زده * شعلهء شمع وى از روزن كه بر سقفش در است 280
نيست ممكن كه به يادت گذرانم همه عمر * مشكل اين است كه هرگز نكنى ياد مرا 230
واضع تقدير اساسش را مگر ترتيب داد * ورنه وضعى اين چنين هرگز كه آرد در ضمير 287
و آنچه تدبيرت نگارد بر ورق * راست آيد نسخهء تقدير حق 290
و آنچه تدبيرش نگارد بر ورق * راست آيد نسخهء تقدير حق 19
وان دگر پخت همچنان هوسى * وين عمارت بسر نبرد كسى 187
وانگه به طبق مىدهدم در ثمين * بخشايش و بخششم چنان كرد و چنين 141
وسعت منزل و موافق اهل * كثرت چاكران شايسته 128
وضعش مسدس آمد و از فيض لميزل * از شش جهت به دولت و اقبال درخور است 281
وگر ز نكهت تو شمهاى يابد * فلك شود به خوشى همچو كلبهء عطار 000
ولايت ز ميران ندارد دريغ * زر و خلعت از اهل شمشير و تيغ 257
و ليكن درين دور دور از كران * نخواهم كه باشم كم از ديگران 307
هرات چشم و چراغ جميع بلدان است * جهان تن است به نسبت ، هرات چون جان است 185
هر جانيش به رنگ دگر جلوه مىكند * اين رنگ اختراع در آفاق كمتر است 281
هرچند كه مرغ وهم پرواز نمود * هرگز نتوانست بر اين قله صعود 187
هرچه در دهر نقش دانائيست * دل او را بدان توانائيست 215
هرچه رايت نقش بندد در ضمير * از قضا نبود جز آن صورتپذير 290
هرچه رايش نقش بندد در ضمير * از قضا نبود جز آن صورتپذير 19
هردم از انجمن چرخ جفاى دگر است * بر دل انجم ازو داغ بلاى دگر است 205
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٣٣٠