تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
شاه هرموزم نديد و صد هزاران لطف كرد * شاه يزدم ديد و مدحش گفتم و هيچم نداد 140 شاه فلك جناب كه در جنب همتش * نه گنبد سپهر سراى محقر است 281 شاهى كه ز صولتش دل خصم شكست * يا رفعت قدرش فلك هفتم پست 262 شد آرامگاهش بهشت برين * چو طومار عمرش اجل كرد طى 261 شد انسان ز احسان او پادشاه * برافراخت رايات اقبال و جاه 18 شدست سينهء روى زمين خراسان ليك * هرات از ره معنى دل خراسان است 185 شرف زان مشرف شد اندر جهان * كه بنوشت مدح تمر گوركان 255 شريعت‌شعارى و دين‌پرورى * بود بهترين مايهء سرورى 250 شكل هلال ابرويت از چشم تر نرفت * ماهى ز عين بحر يكى سوى بر نرفت 238 شها ! عالم‌پناها ! پادشاها ! خسروا ! شاها ! * ترا زيبد نشستن بر سرير ملك خاقانى 261 شه چو عادل بود ز قحط منال * عدل سلطان به از فراخى سال 44 شهنشاهى كه شد خورشيد از نور رخش انور * به عالم سايه‌اش چون ابر رحمت مرحمت‌گستر 300 صباحى كه خورشيد گيتىنورد * بر اورنگ فيروزه‌گون جاى كرد 301 صبر فرمودى ز خوبان اى نصيحتگو مرا * صبر را محكم دلى مىبايد آن دل كو مرا 231 صداى خطبه را بردند بر ماه * زرافشاندند بر نام شهنشاه 259 صد گنج ترا خنجر بران ما را * كاشانه ترا مركب ميدان ما را 131 صفاى او به صفت غيرت جمال بهشت * هواى او به فرح ، رشك روح و ريحان است 185 صف زده در سايه‌اش همچو ملايك فوج‌فوج * اين چنين قصرى خدا را در كدامى كشور است 280 صورتش ديد و نهاد از سر خيال دلبرى * پيش روى او سر خود كرد بالا چون پرى 232 ضميرش مهبط انوار توفيق * كلامش كاشف اسرار تحقيق 254 طاق بلندش به فلك گشته جفت * حامل او گشته فلك در نهفت 186 طرفه گلزارى فراهم آمده از چوب خشك * طرفه‌تر اين كز بتان ماه رخ آورده بار 273 ظفر باد بادمو كيش همنشين * مطيعش سلاطين روى زمين 307 ظلال دولتش پاينده بادا * فلك پيوسته او را بنده بادا 255 عالم ز عدل فتنه شكار وى ايمن است * گيتى ز خلق نافه‌گشايش معطر است 172 عجب مجلسى بود آراسته * مهيا در آن هرچه دل خواسته 302 عضد گفت زه ! اى سراينده زه ! * نگفت هيچ عاقل سخن از توبه 117 عقليش از قياس عقل برون * نقليش از مقام نقل فزون 215 عمر صد سالهء عشاق فزون مىگردد * از مه روزه هرآن روز كه كم مىآيد 233 عمرى است كه در پى هوى تازانى * وز منصب و جاه و مال خود نازانى 160 عوانى گر نموده ظلم نيست * طپانچه خورده از دست رعيت 253 عيان مىگشت خوانهاى ملون * به نعمتهاى گوناگون مزين 276 عيد ميلاد تو مبارك باد * تاج عزت ترا به تارك باد 300
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 325 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )