كنگرهاش گشته زبان جمله تن * و آمده با ماه سما در سخن 187
كه آمد زيب تاج و زيور تخت * چو روز دولتش هر روز نو باد 286
كه اى شاه جم قدر صاحبقران * سكندرنشان ممالكستان 301
كه اين سرو بستان جاه و جلال * ممالك ستان ملايكخصال 307
كه شاها بقاى تو جاويد باد * لواى ترا مهچه خورشيد باد 296
كه شاها به كام تو بادا جهان * مرفه به دورت كهان و مهان 279
كه شاها جهان در پناه تو باد * سر دشمنان خاك راه تو باد 296
كه لشكر ز لطفش بود شادمان * رعيت ز بيدادگر در امان 257
كه مىكرد ياد حكيم انورى * نگفتى گر از سنجر و سنجرى 255
گر بدين آب و هوا كويت بود منزلگهم * نه زلال خضر يابد نه دم روح اللهم 207
گر بميرى و دشمنان بخورند * به كه محتاج دوستان باشى 54
گر بود دولت و اقبال چنين باشد زود * كه به شمشير چو خورشيد بگيرد عالم 303
گر تشبيه يقينست او عليست * ور تناسخ درست بوعليست 215
گرچه چشم مست و روى خوب ديدن دلكش است * نغمهء آواز خوش وقت سحر دلكشتر است 99
گرچه زلفت دل عشاق مشوش دارد * دل ما منزل خود زلف ترا خوش دارد 23
گر غزنين را ز بيخ و بن برنكنم * من خود نه حسين بن حسين حسنم 142
گرفتند اسباب مكنت به كف * نهادند بر سر كلاه شرف 307
گر نخواهى كه درآئى از پاى * كار امروز به فردا مفكن 89
گر نسيم لطف نايد از رياض رحمتت * كشتى تن كى رسد از موج اشكم بر كنار 275
گريز به هنگام سر بر به جاى * به از پهلوانى سر زير پاى 45
گشت محكم اساس اين مسجد * ز اهتمام امير بندهنواز 188
گفتم به آه و گريه غم از دل برون كنم * شد گريه در گلو گرهم آه چون كنم 226
گفتم صنما سوخته بايد دل زار * زد خنده كه من نيز همين مىگفتم 214
گلبانگ عيش و نوش به گردون رسيده است * عيد جلوس شاه همايون رسيده است 296
گل در بهار از آن رخ گلگون نمونهاى است * چون اشك من كه از دل پرخون نمونهاى است 238
گلزار دولت تو كه دارد نسيم خلد * آسوده باد تا ابد از آفت خزان 173
گوهر كان حقيقت در بحر معرفت * كو به حق و اصل شد و در دل نبودش ماسواه 206
گوهرى را كه بود هر دو جهان قسمت او * از چه رو خلق كند همسر دينار و درم 303
لب شيرين به دشنام رقيبان تا گشاد آن گل * از آن حسرت دل صدپارهام چون غنچه پرخون است 299
لب نهان داد به ما آن صنم حور لقا * گفت لعلى است نهاندار و كسى راهنما 234
لطفش به كدام ذره پيوست دمى * كان ذره به از هزار خورشيد نشد 207
لعل لبت جانفزا ، سرو قدت دلربا * زلف تو دام بلا ، نرگس تو فتنهگر 298
لواى معدلت چون برفرازد * همه بيچارگان را چاره سازد 252
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٣٢٧