تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
كنگره‌اش گشته زبان جمله تن * و آمده با ماه سما در سخن 187 كه آمد زيب تاج و زيور تخت * چو روز دولتش هر روز نو باد 286 كه اى شاه جم قدر صاحب‌قران * سكندرنشان ممالك‌ستان 301 كه اين سرو بستان جاه و جلال * ممالك ستان ملايك‌خصال 307 كه شاها بقاى تو جاويد باد * لواى ترا مهچه خورشيد باد 296 كه شاها به كام تو بادا جهان * مرفه به دورت كهان و مهان 279 كه شاها جهان در پناه تو باد * سر دشمنان خاك راه تو باد 296 كه لشكر ز لطفش بود شادمان * رعيت ز بيدادگر در امان 257 كه مىكرد ياد حكيم انورى * نگفتى گر از سنجر و سنجرى 255 گر بدين آب و هوا كويت بود منزلگهم * نه زلال خضر يابد نه دم روح اللهم 207 گر بميرى و دشمنان بخورند * به كه محتاج دوستان باشى 54 گر بود دولت و اقبال چنين باشد زود * كه به شمشير چو خورشيد بگيرد عالم 303 گر تشبيه يقينست او عليست * ور تناسخ درست بوعليست 215 گرچه چشم مست و روى خوب ديدن دلكش است * نغمهء آواز خوش وقت سحر دلكش‌تر است 99 گرچه زلفت دل عشاق مشوش دارد * دل ما منزل خود زلف ترا خوش دارد 23 گر غزنين را ز بيخ و بن برنكنم * من خود نه حسين بن حسين حسنم 142 گرفتند اسباب مكنت به كف * نهادند بر سر كلاه شرف 307 گر نخواهى كه درآئى از پاى * كار امروز به فردا مفكن 89 گر نسيم لطف نايد از رياض رحمتت * كشتى تن كى رسد از موج اشكم بر كنار 275 گريز به هنگام سر بر به جاى * به از پهلوانى سر زير پاى 45 گشت محكم اساس اين مسجد * ز اهتمام امير بنده‌نواز 188 گفتم به آه و گريه غم از دل برون كنم * شد گريه در گلو گرهم آه چون كنم 226 گفتم صنما سوخته بايد دل زار * زد خنده كه من نيز همين مىگفتم 214 گلبانگ عيش و نوش به گردون رسيده است * عيد جلوس شاه همايون رسيده است 296 گل در بهار از آن رخ گلگون نمونه‌اى است * چون اشك من كه از دل پرخون نمونه‌اى است 238 گلزار دولت تو كه دارد نسيم خلد * آسوده باد تا ابد از آفت خزان 173 گوهر كان حقيقت در بحر معرفت * كو به حق و اصل شد و در دل نبودش ماسواه 206 گوهرى را كه بود هر دو جهان قسمت او * از چه رو خلق كند همسر دينار و درم 303 لب شيرين به دشنام رقيبان تا گشاد آن گل * از آن حسرت دل صدپاره‌ام چون غنچه پرخون است 299 لب نهان داد به ما آن صنم حور لقا * گفت لعلى است نهان‌دار و كسى راهنما 234 لطفش به كدام ذره پيوست دمى * كان ذره به از هزار خورشيد نشد 207 لعل لبت جانفزا ، سرو قدت دلربا * زلف تو دام بلا ، نرگس تو فتنه‌گر 298 لواى معدلت چون برفرازد * همه بيچارگان را چاره سازد 252
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 327 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )