تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
ز عدل شامل گيتى ستانش * بجز نى كس ننالد در زمانش 306 زلالش آب‌رو گشته زمين را * فكنده بر زمين ماء معين را 183 زلالش به آب خضر همنشين * هوايش به روح القدس همنفس 289 زلالش رشك آب زندگانى * نسيمش روحبخش جاودانى 201 زلف مشكين نوعروس طرب * چون بدينجا رسيد كوته شد 245 زمام امر و نهى خلق عالم * به شاهان جهان آمد مسلم 252 زمين از خيام كواكب اثر * به‌سان سپهر آمد اندر نظر 300 زهى آستانى كه جاروب آن * سزد گر ز گيسو كند حور عين 211 زهى نفوس و عقول از ضمير روشن تو * علوم جزئى و گلى نموده استخراج 217 ز يمن طلعت زيباى پادشاه جهان * به گلستان سعادت گل اميد دميد 172 زين تنگ قفس نمود پرواز * روحش به فضاى قدس و آسود 213 ساخت از ميمنت خويش جهان را خرم * عيد ميلاد همايون‌شه جمشيدحشم 303 ساختهء حكمت كارآگهان * گلشن گردنده به گرد جهان 278 ساقيا بر ياد لعل مىپرستش نزد عقل * هست شهر پادشاه دين پناه 291 سايهء عالم‌پناهش تا ابد پاينده باد * آفتاب عز و جاهش جاودان تابنده باد 291 سبز خطا ز مشك تر غاليه بر سمن مزن * سنبل تاب داده را بر گل نسترن مزن 222 سپهداران ز سقسين تا سمرقند * به نوبتگاه درگاهش كمر بند 163 سپهر عدل و مهر اوج بينش * گرامى در بحر آفرينش 254 سپهر معرفت بحر ولايت * جهان موهبت اوج هدايت 204 سپهرى به صنعت شد آراسته * جهان در جهان سايه انداخته 293 سران سپاه از يمين و يسار * ستادند برجاى خود بنده‌وار 301 سر خسروان شاه بابر كه داشت * دو صد بنده مانند جمشيد و كى 261 سرسبزى نهال سعادت به باغ ملك * بىرشحهء عيون شرايع طمع‌وار 38 سر شاهان دين‌پرور همايون * كه هر دم دولتش بادا زيادت 284 سرش بادا عزيز از تاج اعزاز * طفيل بندگانش خلعت ناز 284 سرو سرحلقهء اهل طريقت * كه رفت از جور گيتى فارغ البال 208 سرى كه مقربان از آن خاموشند * عشق تو فروگرفته گوش دل ما 139 سعادات دارين بادش قرين مرادات 268 * سعادت به بخشايش داور است نه در جنگ بازوى زورآور است 265 * سقفش كه زيب ديد ز اجناس روزگار بر فرق پادشاه جهان سايه‌گستر است 281 * سلاطين به امداد خيل و حشم نهادند بر تخت دولت قدم 264 * سهام سعادات حسب المراد چو اقبال و دولت نصيب تو باد 270 * سير مىگشتند از ديدار يوسف سال قحط يوسفى دارم كه سيرى نيست از ديدار او 231