خيال دستش و بگذشت در دل غنچه * دقيقههاى ضميرش از آن قبل زر گشت 205
دار دولت زان توان گفتن كه از راه مراد * يافته بر آستان عزتش دولت قرار 274
داور دوران ، پناه ملك و دين * خسرو عادل همايون پادشاه 291
در آن تختگه را يكى قصر ساخت * ز خاكش به سقف فلك برفراخت 152
در آن راه راه نفس بسته بود * ز حمل خلايق زمين خسته بود 295
در آن روز از كثرت خاص و عام * ز بسيارى ازدحام عوام 295
در آن كتاب نظر كن به چشم معنى بين * كه رشك صورت مانى و لعبتچين است 210
در بهار حسنت اى گل بلبل طبعم ز شوق * اين غزل را كرد در وصف جمالت اختيار 274
در حافظه از خيال نقشش * بشكفته هزار بوستان است 289
در خراسان ز آل مصعب شاه * طاهر و طلحه بود و عبد اللّه 109
دردا و دريغا كه درين مدت عمر * از هرچه كه گفتيم جز افسانه نماند 162
در درياى دين و آفتاب طارم دولت * هماى اوج رفعت ، قطب عالم ، ظل سلطانى 261
در رزم چو آهنيم و در بزم چو موم * بر دولت مباركيم و بر دشمن شوم 132
در طبيعى شناخته به تمام * راز مولود و عنصر و اجرام 222
در مجلس دهر ساز مستى پست است * نى چنگ به قانون و نه نى در دست است 139
در مقامى كه صدارت به گدايان بخشند * چشم دارم كه به جاه از همه افزون باشى 207
در نهصد و سى هفت ناگه ز قضا * آن شد ز جهان و اين به جايش بنشست 262
درون عصمت كه تكيهگاه من است * مسافران هوى را گذر به دشوارى است 137
درو هركه ره يافت با خويش گفت * بهشت مخلد همين است و بس 289
در هر چمنش بنفشهزارى است * كز وى به دل سپهر بارى است 202
درين باغ چون سرفرازى كنم * به اقبال تو نغمهسازى كنم 306
دست صنع طاق بند به فلك بر هر يكى * مانده از عين تجلى قبهء خورشيدوار 274
دعاى نيكخواهانش قرين باد * سعادت يار و بختش همنشين باد 179
دعوى لب نگار مىكرد نبات * در مصر چوب در دهانش كردند 137
دقيقههاى معانيش در لباس حروف * چو در سياهى شب روشنى پروين است 211
دگر آنكه از ابر احسان خويش * كه فيضش ز فصل بهار است بيش 306
دلا وصف ميان نازك جانان من گفتى * نكو رفتى حديثى از ميان جان من گفتى 230
دل بر اين گنبد گردنده منه كاين دولاب * آسيائى است كه بر خون عزيزان گردد 32
دلت از غم دهر آزاد باد * به سور دگر هر زمان شاد باد 301
دميده ز آب كلك نيكبختان * ز نخلستان ديوارش درختان 196
دو چيز طيرهء عقل است دم فروبستن * به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى 48
دو رود گشته روان از دو چشم تر ما را * به ياد قامت سرو درودگر ما را 230
دولتت را بقا ميسر باد * ملك عالم ترا مسخر باد 277
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٣٢٢