. . . . . چو مه چشم و چراغ عالم قدسى * به نخل قامت دلكش نهال باغ انسانى 261
چو مىبينم وجود عالم وابستهء ذاتش * الهى ذات پاكش را به عالم دار ارزانى 261
چون آخر دولت جهان معز ولى است * انگار كه بو سعيد يا غازانى 160
چون خسرو غازى لقب پاك سرشت * بنياد نهاد طرفه شهرى چو بهشت 291
چو نزد كسان خوان احسان نهى * به قدر هنر امتيازم دهى 306
چون سرو سركشيده ستونهاش هر طرف * گويا درخت سدره و طوبى مكرر است 281
چون شود هر دو جمع در يك جاى * كار صاحبدلان شود مشكل 244
چون كرد قبول باز امارت * تاريخ شدش امارت مير 219
چون مهر زد به دولت سلطان روزگار * تاريخ شد همين كه عليشير مهر زد 210
چه اسباب جلال است اين ، چه ترتيب و نظام است اين * زهى دولت زهى حشمت ، زهى آئين سلطانى 261
چه حاجت كه گويند با آفتاب * كه بر وفق نزديك يا دور تاب 307
چهسان ، بود شب غم ، روز من چنان باشد * مرا كه روز چنين است شب چهسان باشد 234
حاملان عرش را ماند ستونهايش تمام * بر فرازش استواى ظل بىچون درخور است 280
حرفى كه به آن زهره جبين مىگفتم * احوال دل زار حزين مىگفتم 214
حكمت او به يك صرير قلم * باز كرده است گوش جذر اصم 222
خاطرش مظهر اسرار ازل * ظاهرش منظر آثار دول 254
خاقان كامياب همايون كه از شرف * خاك درش چو آب خضر روحپرور است 281
خامهء تو چون گهرافشان شود * نظم سخن لؤلؤ و مرجان شود 228
خدائى كه اين نه سپهر آفريد * مه و تير و ناهيد و مهر آفريد 250
خدائى كه ملك جهان ز آن اوست * سر چرخ در طوق فرمان اوست 257
خداوندا چو از محض عنايت * به الطافى كه آنرا نيست غايت 256
خدايا كه اين شاه والاگهر * سليمان مكان و سكندر اثر 268
خرد بهر سال بنايش نوشت * نديده چنين خانهاى هيچكس 289
خسرو جم حشمتى را همسر زر مىكنند * آفتابى را به كوكبها برابر مىكنند 299
خلافتپناها ! جهانداورا ! * عدالتشعارا ! هنرپرورا ! 306
خلايق را به نعمت داد يارى * ولايت را زفتنه رستگارى 261
خم طاقتش همه با سقف فلك باشد جفت * لب بامش هم در گوش زحل گويد راز 174
خواب ديدم كان لب شيرين به دندان مىكنم * چون شدم بيمار ديدم بىلبش جان مىكنم 232
خواهد آمد به ظهور آنچه به طالع مولود * خامه زد بهروزى از دولت و اقبال رقم 303
خواهى كه خصومت از ميان برخيزد * خوارزم ترا ملك خراسان ما را 131
خوبى ساز و خوبى آواز * مىبرد هريكى به تنها دل 244
خوشا آن خسرو نيكو سرانجام * كزو قوت پذيرد دين اسلام 252
خوشا حال آن شاه كشورگشا * كزو شد قوى ملت مصطفى 250
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٣٢١