ثناخوان تو باد پير فلك * دعاى تو ورد زبان ملك 270
جانا اثر خال سيه بر لب تو * تاريكى و آب زندگانى است بههم 137
جان در طلب وصل تو شيدائى شد * دل در غم گيسوى تو سودائى شد 139
جز اين نكته نبود مرادى مرا * كه باشم به مدح تو دستان سرا 306
جهان باد او را مسخر تمام * سخن بر همين ختم شد و السلام 307
جهان به مرگ تو مشتاق و تو چنين غافل * ترا چه شد ؟ چه بلا شد ؟ چرا نمىميرى ؟ 101
جهاندار والاگهر كيقباد * شهى بود با فر و آئين و داد 27
جهان را ديده روشن شد ز خورشيد جمال او * مثال چشم يعقوب از مه رخشان كنعانى 261
چارطاق است اين به ظاهر ليك از روى يقين * هريكى دارد شرف بر آسمان زرنگار 273
چرا تاب نگاه او ندارد ديدهء مردم * هويدا گر نگشته از جبينش نور يزدانى 261
چراغش ز نور قدم مستنير * فروغش ز شمع ازل مقتبس 289
چرا نالد كسى از تنگدستى * كه مال بىقياس است تندرستى 48
چگونه نام برد دل ز حال مشكل ما * كه از بتان شده بىنام و بىنشان دل ما 229
چنان از پا فكند امروزم آن رفتار و قامت هم * كه فردا برنخيزم بلكه فرداى قيامت هم 231
چنين است آئين اين خاكدان * نباشد بقاى جهان جاودان 63
چو آغاز كشورستانى كند * به مردم چنان زندگانى كند 257
چو از زر تاج سازد مهر انور * نهد آن شاه بر سر تاج ديگر 284
چو اين حكم از شاه يابد صدور * كند نو ز صدق از حديثم ظهور 307
چو پرسند تاريخش اى دل بگوى * همايون بود وارث ملك وى 261
چو پروانه بر شمع خيل نجوم * به گردش نمودند يكسر هجوم 301
چو حكم خسرو عالى مآثر * بود جارى بر افلاك و عناصر 278
چو خواهد كه معمور گردد جهان * نماند ز بدعت به عالم نشان 257
چو خواهى كه گردى به دولت قرين * هميشه به اهل سعادت نشين 265
چو خورشيد تابان برآيد بلند * شود جمله عالم ازو بهرهمند 307
چو خورشيد تابان دهد فيض نور * نه نزديك محروم ماند نه دور 307
چو دارد مرا ناتوان ضعف شيب * بدينگونه خدمت به پيرى است عجيب 307
چو روز جلوس همايون اثر * ترا باد هر روز عيد دگر 296
چو سرو از غم دهر آزاد باش * به اقبال بىمنتها شاد باد 296
چو طوطى طبعم سخنپرورى * نباشد به هندوستان ديگرى 307
چو عتبى ثنا گفت محمود را * عيان ديد رخسار مقصود را
چو فردوس گشت آن خجسته مقام * ستونهاش سيم و زمينش رخام 152
چو كاخ آسمان فيروزه خشتى * زمين از لطف وضع او بهشتى 196
چو مرگ تاختن آورد هيچ سود نداشت * بقا بقاى خداى است و ملك ملك خداى 129
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٣٢٠