تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
ثناخوان تو باد پير فلك * دعاى تو ورد زبان ملك 270 جانا اثر خال سيه بر لب تو * تاريكى و آب زندگانى است به‌هم 137 جان در طلب وصل تو شيدائى شد * دل در غم گيسوى تو سودائى شد 139 جز اين نكته نبود مرادى مرا * كه باشم به مدح تو دستان سرا 306 جهان باد او را مسخر تمام * سخن بر همين ختم شد و السلام 307 جهان به مرگ تو مشتاق و تو چنين غافل * ترا چه شد ؟ چه بلا شد ؟ چرا نمىميرى ؟ 101 جهاندار والاگهر كيقباد * شهى بود با فر و آئين و داد 27 جهان را ديده روشن شد ز خورشيد جمال او * مثال چشم يعقوب از مه رخشان كنعانى 261 چارطاق است اين به ظاهر ليك از روى يقين * هريكى دارد شرف بر آسمان زرنگار 273 چرا تاب نگاه او ندارد ديدهء مردم * هويدا گر نگشته از جبينش نور يزدانى 261 چراغش ز نور قدم مستنير * فروغش ز شمع ازل مقتبس 289 چرا نالد كسى از تنگدستى * كه مال بىقياس است تندرستى 48 چگونه نام برد دل ز حال مشكل ما * كه از بتان شده بىنام و بىنشان دل ما 229 چنان از پا فكند امروزم آن رفتار و قامت هم * كه فردا برنخيزم بلكه فرداى قيامت هم 231 چنين است آئين اين خاكدان * نباشد بقاى جهان جاودان 63 چو آغاز كشورستانى كند * به مردم چنان زندگانى كند 257 چو از زر تاج سازد مهر انور * نهد آن شاه بر سر تاج ديگر 284 چو اين حكم از شاه يابد صدور * كند نو ز صدق از حديثم ظهور 307 چو پرسند تاريخش اى دل بگوى * همايون بود وارث ملك وى 261 چو پروانه بر شمع خيل نجوم * به گردش نمودند يكسر هجوم 301 چو حكم خسرو عالى مآثر * بود جارى بر افلاك و عناصر 278 چو خواهد كه معمور گردد جهان * نماند ز بدعت به عالم نشان 257 چو خواهى كه گردى به دولت قرين * هميشه به اهل سعادت نشين 265 چو خورشيد تابان برآيد بلند * شود جمله عالم ازو بهره‌مند 307 چو خورشيد تابان دهد فيض نور * نه نزديك محروم ماند نه دور 307 چو دارد مرا ناتوان ضعف شيب * بدين‌گونه خدمت به پيرى است عجيب 307 چو روز جلوس همايون اثر * ترا باد هر روز عيد دگر 296 چو سرو از غم دهر آزاد باش * به اقبال بىمنتها شاد باد 296 چو طوطى طبعم سخن‌پرورى * نباشد به هندوستان ديگرى 307 چو عتبى ثنا گفت محمود را * عيان ديد رخسار مقصود را چو فردوس گشت آن خجسته مقام * ستونهاش سيم و زمينش رخام 152 چو كاخ آسمان فيروزه خشتى * زمين از لطف وضع او بهشتى 196 چو مرگ تاختن آورد هيچ سود نداشت * بقا بقاى خداى است و ملك ملك خداى 129
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 320 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )