تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
بر اورنگ خلافت هيچگاهى * نبوده همچو او گيتى پناهى 252 بر اورنگ كيخسروى شاد باد * ز انصاف او ملك آباد باد 307 بر بياض مصحف رخسارهء نيكوى تو * آيت و الليل شد مرقوم با خط غبار ( ؟ ) 274 برد حسن ترتيب آن هوش دل * روان شرف گردد از وى خجل 306 بر زر نامت چو زيور آمد شاها * به از همه چيزها زر آمد شاها 259 بر سر نه تخت گرفتند شهى * منبرش از خطبهء بيت اللهى 186 بر صفحهء مهر خامهء تير دبير * بنياد بناى خير تاريخ نوشت 291 بر لعل كه ديد هرگز از مشك رقم * يا غاليه بر نوش كجا كرد ستم 137 بر نخل گل ز آتش موسى است شعله‌اى * بر دوش سرو خلعت خضرا پيمبر است 286 بس است عالميان را همين شرف تا حشر * كه ذات اشرف او پادشاه عالم شد 259 بسا كاخا كه محمودش بنا كرد * كه از رفعت تفاخر بر سما كرد 114 بست شاهى كه به او فخر كند ملك و ملك * چار طاقى كه بود غيرت نه طاق فلك 273 بسى بلاد گرفتم به يك اشارت دست * بسى قلاع گشودم به يك فشردن پاى 129 بسى خود را در آب ديده چون ماهى وطن ديدم * كه تا قلاب زلفش را به كام خويشتن ديدم 230 بفرماى اى شاه و الا جناب * كه دانشوران افادت مآب 307 بگرفت و نكشت شه مرا در صف كين * با آن‌كه بدم كشتنى از روى يقين 141 بنا يافت اين خانهء دلگشا * كه جز طرف آن نيست جان را هوس 288 بنده آزاد كردن آسان است * چون همى بنگرم ز روى خرد 84 بنگر دل ويران مرا كان عيار * دردانه نهفت و بازش آورد بجا 235 بود طاق محراب پرهيز كار * به نزدش به از طاق ابروى يار 257 بودند سخنوران به پيشت عاجز * شد ختم به دوران تو اعجاز سخن 18 بوستانى است كه طاوس ملايك هر دم * از سر سدره نمايد به هوايش پرواز 174 به آئين فردوسى و انورى * كنم نو لباس سخن‌پرورى 306 به آل و به اصحاب دين‌پرورش * به اقبال قومى هدايت ورش 307 بهار آمد اى سرو رعنا بكوش * سر و پاى نوروزيت را بپوش 240 بهار باغ جوانى ، نهال گلشن عدل * گل رياض كرم ، سرو جويبار وفا 227 به ارشاد عقل و كمال خرد * رسوم نكو در ميان آورد 258 به اكرام ارباب علم و عمل * به انعام اصحاب دين و ملل 257 به اهل سعادت بود همنشين * كه باشد سعادت به دولت قرين 258 به اين خوبى كه ليلى در همه عالم علم گشته * همه از پرتو تأثير عشق پاك مجنون است 298 به باغ دل درين بستانسراى عالم فانى * نهال آرزومنشان كه بار آرد پشيمانى 230 به بحر مقاصد به وفق مرام * ترا باد جارى سفاين مدام 279 به بحرى مرغ آبى راز گويد * كبوتر حال خود با باز گويد 253