اى خاك سم مركب تو افسر من * وى حلقهء بندگى تو زيور من 142
اى دهانت غنچهء خندان و رويت لالهزار * از لطافت برده حسنت رونق باغ و بهار 274
اى ذات تو مستجمع اوصاف حسن * مشكوة دل از نور كلامت روشن 18
اى رخ خوى كردهات تازه چو گلبرگ تر * خط مسلسل برو فتنهء دور قمر 298
اى زگرد موكبت راه نفس بر صبح تنگ * پيل كوس چرخ مانند تو چرخ پيل رنگ 235
اى كرده رخت غارت هوش دل ما * عشق تو شده خانه فروش دل ما 139
اينجا به رسول و نامه برنايد كار * شمشير دو رويه كار يك رويه كند 131
اين ملمع پيكر فرخ رخ كيوان مدار * گشت از رفعت سپهرآسا و گردون اقتدار 273
اين منظرى كه رشك سپهر مدور است * از فرش مرتفع شده با عرش همبر است 280
اى نير جمالت مهر سپهر شاهى * روشن ز نور رويت از ماه تا به ماهى 298
بابر شه دادكيش دادارپرست * آن شاه همايون كه در ظلم ببست 262
با چرخ ستيزهكار مستيز و برو * با گردش دهر درمياويز و برو 162
باد باقى تا بقا باشد مر اين ايام را * بر سر خلق خدا اين سايهء پروردگار 275
باد خورشيد و مه ترا بنده * در ركابت فلك شتابنده 277
با دشمن من چو دوست بسيار نشست * با دوست نشايدم دگر بار نشست 144
باز در دل تخم مهر گلعذارى كاشتم * گرچه جز غم برنخواهد داد بارى كاشتم 229
باز طاهر دگر محمد دان * كاو به يعقوب داد تخت و كلاه 109
بازم ز عشق در چمن سينه غنچهوار * شد پارههاى دل به خيال دهان يار 208
با سبز خطان سبز خورم در سبزه * زان پيش كه همچو سبزه در خاك شوم 143
با سقف او سپهر بلند است بىمحل * با صحن او بهشت برين است بىخطر 288
باقى چو نماند در جهان نام نظام * معلوم امم گشت كه فانى كى شد 209
با كفت گو بحر در دعوى مپيپچ * زان كه نبود در كفش جز باد هيچ 276
با مهر تو در خاك فروخواهم رفت * با عشق تو سر ز خاك برخواهم كرد 141
با نيش بدر فلك قدرى همايون طلعتى است * كز قدومش اين بنابر چرخ دارد افتخار 273
ببارى به باغ مرادم گهر * در آرى نهال اميدم به بر 306
بتان را صد شكست از كافر بىباك من باشد * مسلمانان كه ديده است اينكه كافر بتشكن باشد 235
بجز بوسه دادن به خاك درش * ندارند كروبيان ملتمس 289
بخويد بر ارباب بغى و ضلال * صيانت كند ملك را ز اختلال 258
بدين ملك يابد ز نقصان امان * كه باشد به هم ملك و دين توأمان 250
برآمد چو خور بر سرير بلند * شد از مقدمش تخت زر ارجمند 301
برآيد چو بر تخت جاه و جلال * ستمپيشگان را دهد گوشمال 257
برافرازد اعلام اسلام را * براندازد اصنام بدنام را 258
برافرازد اعلام انصاف و داد * به احسان كند خاطر خلق شاد 257
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٣١٦