تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
لب شيرين به دشنام رقيبان تا گشاد آن گل * از آن حسرت دل صد پاره‌ام چون غنچه پرخون است اويسى جمله عالم را نشاط و عشرت و شادى * ازين نوروز فيروز دل‌افروز همايون است
القصه چون زمانه به لباس آل عباس متلبس گرديد و موايد كواكب ، مصرع :
در بزم فلك پديد آمد ،
خوانسالاران آستان ملايك آشيان ، سماط احسان گسترده ، آن مقدار اطعمه و اشربه و حلاوا حاضر ساختند كه قلم دو زبان از تقرير تركيب آن عاجز است و بيان بنان از تحرير لطافت و كيفيت آن قاصر . مثنوى
ز شربتهاى رنگارنگ صافى * چو نور مهر در ظلمت شكافى ز اصناف غذاهاى فواكه * كه هر لاغر ز اكلش گشت فربه به جشن شاه حاضر گشت چندان * كه شرحش نيست در وسع سخندان
و همچنين پادشاه ظفر قرين در هر سال در سيم ذيقعده كه روز ولادت باسعادت آن حضرت است به لوازم جشن و سور قيام مىنمايند و به وزن جسد همايون و اسلحهء خاصه ، زر تصدق مىفرمايند . لمولانا يوسفى :
خسرو جم حشمتى را همسر زر مىكنند * آفتابى را به كوكبها برابر مىكنند
بناء على هذا در غرهء ذيقعدهء سنهء اربعين و تسع مائه ( 940 ) كه نهال قامت با استقامت آن آفتاب سپهر سلطنت و استقلال ، در جويبار عنايت مالك الملك متعال ، طوبى مثال ، بيست و هفت سال پرورش يافته بود و سنين عمر عزيزش به سال بيست و هشتم انتقال مىنمود در وقتى كه قلعهء گواليار به فر طلعت همايون آثار مزين گشته طعنه بر منزل خورشيد فايض الانوار مىزد ، فرمان واجب الاطاعت به ترتيب اسباب جشن و سور شرف صدور يافت و در بيرون آن حصار سپهركردار ، در كنار غديرى كوثر نظير ، مرغزارى چون ميدان عمل در غايت وسعت و مانند ساحت اميد در نهايت فسحت ، سواد مينا رنگ او از روضهء مينو دلگشاىتر ، و نسيم شمال غاليه بيزش از نافهء مشك تتارى عطرساىتر ، جهت آن كار تعيين يافت و فراشان چابكدست ، پرده‌سراى سپهرآسا را كه از سقرلاط قرمزى مرتب گشته در آن سبزه‌زار بهشت‌آثار مبسوط گردانيدند ، و نزديك به دهليز