مناصب اختراعى عنايت فرمود و به مخاطبات نامى و گرامى ، مسرت جمعى را درافزود .
از آن جمله قدوة المشايخ و الاتقياء ، عمدة العرفاء و الفضلاء شيخ وحيد الدين ابو الوجد « 1 » را به امير الشعراء ملقب گردانيد ، و فرق مباهات اسوة العلماء و البلغاء مولانا شهاب الدين احمد معمائى را به خطاب « امير الظرفاء » به اوج سپهر اعلى رسانيد . زبدهء سادات زمن ، امير حسن به خطاب « امير الصلاة » مخاطب شد و مفخر الامراء ضياء الدين نور بيك به « امير الزكوة » ملقب گشت ، سليل النقباء امير رضا « امير الصوم » لقب يافت و فروغ خطاب « امير حج » بر وجنات امير ايوب توشكچى تافت . قدوهء امراى بىعديل امير قاسم محمد خليل به « امير لطف » مخاطب گرديد و الطاف پادشاهى به توسط آن جناب به سالكان مسالك دولتخواهى رسيد . امير بابا ايشك آقا را « امير غضب » خواندند و به وساطت او گناهكاران را از درگاه عالمپناه راندند . امير شاه حسين كه به واسطهء عظم جثه و افراط سمن از ارتكاب مشقت و محن معذور است به « امير فراغت ! » ملقب شد و مسود اين اوراق به خطاب « امير الاخبار » مخاطب گشت . لاجرم جماعت مذكوره در كمال مفاخرت و سرافرازى در مراسم عبوديت پادشاه غازى افزودند ، و زبان قال به دعاى دوام دولت و اقبال خدام درگاه سلطنت و استقلال گشودند .
مثنوى
كاى شه نامدار عدل طراز * خسرو كامبخش بنده نواز
باد خورشيد و مه ترا بنده * در ركابت فلك شتابنده
دولتت را بقا ميسر باد * ملك عالم ترا مسخر باد
روزگارت مطيع باد مدام * طالعت بر مراد و بخت به كام
و از جملهء اختراعات پادشاه وافر الاستحقاق كه به تقريب كشتى چهار طاق ، ايراد آن در اين مقام مناسب است ديگرى آنكه به موجب فرمان واجب الاذعان ، كشتىتراشان چند كشتى بزرگ طولانى ترتيب داده در دو جانب آن سفاين ، دكاكين ساختند . در ميان هريك از آن كشتيها ، جهاز سوقى ( ؟ ) از حيز قوت به فعل آورده تالارى برافراختند و فرمان اشرف اعلى نفاذ يافت كه پيشهورى از هر صنف از اصناف محترفات در دكانى از آن دكاكين نشسته به مهم خود قيام نمايد و به حرفهاى كه دارد مشغول بوده ابواب خريد و فروخت بازگشايد . لاجرم هريك از آن كشتيها جاريهاى گشت به چندين جنين ماه جبين آبستن اما عقيم ، و در درونش انواع اطعمه و اقمشه موجود ، جهت كسب زر و
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 475 ) : « ابو الواجد فارغى » ( م ) .