تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
الظرفائى مولانا شهاب الدين احمد معمائى در توصيف آن نغمه‌سرائى مىكند ، بيت
اين ملمع پيكر عالى كه شه را منظر است * هست فانوسى كه شمعش آفتاب خاور است نيست فوقش ميل « 1 » زرين بلكه سر بيرون زده * شعلهء شمع وى از روزن كه بر سقفش در است نازنين سروى است دربر كرده خلعتهاى ناز * سربلندى يافته از تاج زرين پيكر است مطرح نور رخ شمعيست اين قصر بلند * كافتاب و انجمش پروانه‌سان گرد سر است مطلع ماه شب‌افروزيست اين برج شرف * كز طلوعش خلق را هر شام صبح ديگر است قلهء طور است پر نور تجلى فى المثل * شاه بر وى در دعا چون موسى پيغمبر است مىدهد ياد از شب معراج ، شبهائى كه شاه * كرده آهنگ عروج ذروهء اين منظر است حاملان عرش را ماند ستونهايش تمام * بر فرازش استواى ظل بىچون در خور است صف زده در سايه‌اش همچو ملايك فوج فوج * اين چنين قصرى خدا را در كدامى كشور است هست چون قصر فلك سيرش ميسر زان سبب * نام او « قصر روان » كرده شه بحر و بر است
و محرر اين رساله را نيز در تعريف آن بديع‌پيكر و مديح پادشاه عالى اثر قصيده‌اى است و اين چند بيت كه ثبت مىشود از آن جمله است ،
هامش
( 1 ) . ميل به معنى ميخ آهنى يا مسى كه بر سر گنبد نصب كنند ( م ) .
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 280 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )