دست صنع طاق بند نه فلك بر هر يكى * مانده از عين تجلى قبهء خورشيدوار
اطلس سبز فلك را گر نهى بر روى هم * بهر پاانداز خدامش نمىآيد به كار
از كمال اعتدال و آب و تاب و خرمى * جنت فردوس كى آيد به جنبش در شمار ؟
هركه ره يابد در آن منزل عجب نبود اگر * ترك اين عالم كند بر وجه كلى اختيار
مانده چون من متصل در حلقهء زنجير او * از براى ادعا دست وا از روزگار
دار دولت زان توان گفتن كه از راه مراد * يافته بر آستان عزتش دولت قرار
هست اين منزل مشرف از قدوم حضرتى * خسرو غازى همايون پادشاه نامدار
يوسف مصر ملاحت ، مهر برج سلطنت * ابر جود و مكرمت ، بحر حيا ، كان وقار
مردم چشم فلك را كحل بينائى شود * گر صبا از خاك درگاهش برانگيزد غبار
فرخ آن كشور كه در وى منزلى باشد چنين * خرم آن منزل كه باشد چون تو در وى شهريار
در بهار حسنت اى گل ، بلبل طبعم ز شوق * اين غزل را كرد در وصف جمالت اختيار
اى دهانت غنچهء خندان و رويت لالهزار * از لطافت برده حسنت رونق باغ و بهار
مهر عالمتاب در دور مه رخسار تو * مىنمايد پيش چشم اهل بينش ذرهوار
بر بياض مصحف رخسارهء نيكوى تو * آيت و الليل شد مرقوم با خط غبار
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٢٧٤