نثار كردن جواهر زواهر عبارات در صفت مجلس جشن و سور و بهدست آوردن نقود عقود مرادات از اختراعات پادشاه مؤيد و منصور
پادشاه عالمپناه و مظهر كلمهء السلطان ظل اللّه هم در آن سال كه تباشير صبح سلطنت و اقبال از مطلع جاه و جلال دميدن گرفت ، و از طلوع نيز خلافت و استقلال ، عرصهء ممالك هندوستان تا حدود قندهار و زابلستان صفت اضائت پذيرفت به تمهيد اسباب جشن و سور و بسط بساط نشاط و سرور اشارت فرمود و سالكان مسالك دولتخواهى از امراء و رعايا و سپاهى بهترتيب مقدمات طوى مشغول گشته تمامى دكاكين و اسواق دار الخلافت آگره را مانند نگارخانهء چين به اطلس و كمخاى فرنگ « 1 » و سقرلات « 2 » و تاجهء « 3 » هفت رنگ آرايش دادند و هنرمندان ماهر و مهندسان ستوده مآثر ، انواع تعبيههاى غريب و صنعتهاى عجيب ساخته ابواب شادمانى بر روى روزگار طبقات انسانى گشادند .
و از جملهء بدايع اختراعات كه در آن اوان به فرمان پادشاه جهانيان ترتيب يافت و فروغ وفور غرايب و نزاهت آن بر اطراف بحر و بر هر كشور تافت يكى آن كه حسب الاشارة العليه ، استادان نجار چهار كشتى بزرگ در ميان آب جون مرتب ساخته
هامش
( 1 ) . كمخاى - پارچهء منقش و رنگارنگ كه خواب اندك دارد .
( 2 ) . سقرلات - نوعى پارچهء ابريشمى زردوزى شده ، پارچهاى نفيس به رنگ سرخ يا كبود ( معين ) .
( 3 ) . تاجه - غالبا جامهاى بود قيمتى كه هفت رنگ داشت ( م ) .