بيت
خواب ديدم كان لب شيرين به دندان مىكنم * چون شدم بيدار ديدم بىلبش جان مىكنم ] « 1 »
مولانا شهاب
در فن معما از امثال و اقران ممتاز و مستثنى است . [ بنابرآن عالىحضرت خداوندى حجرهء مولانا كمال الدين مير حسين - رحمه اللّه - را كه در مدرسهء اخلاصيه داشت به او عنايت فرمودهاند . اين معما به اسم امان از ايشان است ،
بيت
صورتش ديد و نهاد از سر خيال دلبرى * پيش روى او سر خود كرد بالا چون پرى ] « 2 »
مولانا اثيرى
او نيز معما را نيك مىگويد ، [ و پيوسته منظور نظر التفات و عنايت امير بحر مكرمت مىگردد و اين معما به اسم بها داخل معميات اوست ،
بيت
نيامد در چمن گل ز انفعالش * نيامد در بهار اكنون مثالش ] « 3 »
مولانا اهلى
به غايت درويشوش و فانى مشرب است و اشعار او خالى از چاشنى نيست . اين مطلع ازوست ،
بيت
موى ژوليده كه بر سر من ابتر دارم * سايهء دولت عشق است كه بر سر دارم
امير كمال الدين سلطان حسين
به سلامت طبع و استقامت ذهن و كمال حسب و جمال نسب و كسر نفس و خلق خوش موصوف و معروف است و پيوستهء كلمهء التعظيم لامر اللّه و الشفقة على خلق اللّه را منظور نظر داشته و همواره تخم مهر و محبت در زمين دل علماء و فضلاء و صلحاء و فقراء كاشته هرگز به سخن درشت ، خاطر هيچ آفريده را نيازرده و دايم الاوقات سير سنيهء
هامش
( 1 و 2 و 3 ) . در صو ندارد .