مولانا رياضى
رياض فضل به اشعار آبدارش سرسبز و سيراب [ و حالا به نظم صادرات افعال و واردات احوال صاحبقران بىهمال اشتغال دارد . اين مطلع از جملهء منظومات اوست ،
بيت
صبر فرمودى ز خوبان اى نصيحتگو مرا * صبر را محكم دلى مىبايد آن دل كو مرا ] « 1 »
مولانا آهى
ابيات هموار و اشعار آبدار بسيار دارد . [ سالها در سلك ملازمان شاهزادهء مرحوم شاه غريب ميرزا روزگار مىگذرانيد و از موايد انعام و احسان عالىحضرت خداوندى نيز منتفع و بهرهور مىگرديد اما در اين اوقات به اردوى در درج سلطنت و شهريارى محمد محسن ميرزا شتافته در سلك ملازمانش انخراط و انتظام يافته . اين بيت از جملهء منظومات اوست ،
بيت
سير مىگشتند از ديدار يوسف سال قحط * يوسفى دارم كه سيرى نيست از ديدار او ] « 2 »
مولانا هلالى
در نظم غزل بىشبه و بىبدل است . [ ليكن در اين ايام زبان از گفتار اشعار فروبسته و اكثر اوقات را به تحصيل علوم صرف مىكند . اين مطلع از ابيات اوست كه ،
بيت
چنان از پا فكند امروزم آن رفتار و قامت هم * كه فردا برنخيزم بلكه فرداى قيامت هم ] « 3 »
مولانا شوقى
طبعش به نظم اشعار ملايمت بسيار داشت « 4 » [ و ليكن به غلبهء سودا و يبوست دماغ ، حالا بيت نيك كم مىگويد . اين مطلع ازوست ،
هامش
( 1 و 2 ) . فقط در نش .
( 3 ) . در صو ندارد .
( 4 ) . در صو : « دارد » .