مىنمايد . اين مطلع از اشعار دلپذير آبدار اوست ،
بيت
بسى خود را در آب ديده چون ماهى وطن ديدم * كه تا قلاب زلفش را به كام خويشتن ديدم
مولانا سيفى
معانى خاص و اشعار دلپذير بسيار دارد . ] « 1 » سالها در دار السلطنهء هرات ساكن بود و از موايد انعام و احسان امير عالىشان محظوظ و بهرهور مىگشت و حالا به مقتضاى حديث حب الوطن من الايمان در بلاد ماوراء النهر متوطن است . اين مطلع از منظومات اوست ،
نظم
دلا وصف ميان نازك جانان من گفتى * نكو رفتى حديثى از ميان جان من گفتى
[ و او را در باب اهل حرفه اشعار غريبه بسيار است از آن جمله اين مطلع كه در خاطر بود ثبت افتاد ،
شعر
دو رود گشته روان از دو چشم تر ما را * به ياد قامت سرو درودگر ما را ] « 2 »
مولانا بنائى
ابيات سليس و هموار دارد از آن جمله اين دو بيت ثبت شد ،
نظم
نه سلامى ز تو كز غم كند آزاد مرا * نه پيامى كه به وصل تو كند شاد مرا
نيست ممكن كه به يادت گذرانم همه عمر * مشكل اين است كه هرگز نكنى ياد مرا
مولانا نظام استرابادى سلمه اللّه
سرآمد قصيدهگويان دوران است . [ در مدح عالىحضرت خداوندى قصايد غرا در سلك نظم كشيده و به صلات موفور و انعامات غير محصور مخصوص و بهرهور گرديده .
اين مطلع از منظومات فصاحت صفات اوست كه ،
بيت
به باغ دل درين بستانسراى عالم فانى * نهال آرزو منشان كه بار آرد پشيمانى ] « 3 »
هامش
( 1 ) . فقط در نش .
( 2 و 3 ) . صو ندارد .