و ايضا اين معما به اسم ذهنى داخل منظومات آن جناب است :
مهربانى پيرهن دى در برم افكنده بود * زان كه اكثر استخوانهاى ضعيفم مىنمود ] « 1 »
مولانا فصيح الدين صاحب دارا
به محاسن افعال و مكارم اخلاق و لطافت طبع و نظافت ذهن از ساير ملازمان عالى حضرت خداوندى ممتاز و مستثنى است و در نظم قصايد غراء و گفتن و شكافتن معميات بلاغت انتما بىمانند و همتا . شيوهء نديمى و سخنآرائى را نيكو مىداند و امر خطير رسالت و سفارت و اداى كلام و پيغام را بر حسب دلخواه مىتواند . در علم شطرنج رنج بسيار برده و حاضرانه و غايبانه آن فن را به دست آورده پايهء قدر و منزلتش به يمن تربيت امير هدايت منقبت به فرق فرقدين رسيده و بدين واسطه محرم اسرار صاحبقران بزرگوار و شاهزادگان نامدار گرديده . اين مطلع قصيده از نتايج فكر بكر اوست ،
بيت « 2 »
اى ز گرد موكبت راه نفس بر صبح تنگ * پيل كوس چرخ مانند تو چرخ پيل رنگ
[ و اين مطلع غزل نيز زادهء طبع خجسته آثار اوست ،
نظم
بتان را صد شكست از كافر بىباك من باشد * مسلمانان كه ديده است اينكه كافر بتشكن باشد ؟ !
و ايضا اين معما به اسم رجب داخل منظومات اوست ،
نظم
آن ترك پرىپيكر خورشيد لقا * باشد پى تاراج دلم عشوهنما
بنگر دل ويران مرا كان عيّار * دزدانه نهفت و بازش آورد بجا ] « 3 »
نتيجة الاعاظم مولانا جلال الدين قاسم
به فصاحت بيان و طلاقت لسان موصوف و به عظم شان و رفعت مكان و حسن صورت و لطف سيرت معروف است . در فن نجوم به حسب ارث و استحقاق دخل مىكند
هامش
( 1 ) . فقط در نش .
( 2 ) . در اينجا نسخهء خطى شمارهء 5583 كه نسخهء اساس طبع بود پايان مىپذيرد و از اين به بعد از روى دو نسخهء عكسى شمارهء 633 و 3304 كار تصحيح را ادامه مىدهم .
( 3 ) . صو ندارد .