تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مقرب الحضرة السلطانى را تقليد كرده گاهى به نظم قصيده و غزل اشتغال مىفرمايد و الحق اشعار هموار و ابيات پرگار بر لوح بيان مىنگارد و اين مطلع از آن جمله است ، بيت
منم آن كس كه از همت كشيدم پاى در دامان * قدم در وادى حيرت نهادم بىسر و سامان

مولانا شمس الدين محمد بدخشى

به غايت خوش محاوره و شيرين كلام و نديم شيوه و سبك روح است و به حسن خلق و لطف طبع و وفور فضيلت و كثرت مهارت در فن معما شبيه و نظير ندارد . قرب سى سال است كه اقبال‌وار ( ؟ ) در ملازمت عالى حضرت خداوندى روزگار مىگذراند و به يمن تربيت و عنايت آن حضرت در غايت فراغت و رفاهيت روز را به شب و شب را به روز مىرساند ، و در بيان قواعد علم معما رساله‌اى در كمال دقت و لطافت تصنيف نموده چنانچه حضرت مخدومى حقايق‌پناهى نورا - نور اللّه مرقده - سطرى چند در تعريف آن نسخه ثبت فرموده . از اشعار حضرت مخدومى مولوى دو « 1 » بيت بر خاطر بود كه نوشته شد ، نظم
رمضان رفت و گل و عيد به هم مىآيد * عيش و شادى ز پى محنت و غم مىآيد [ عمر صد سالهء عشاق فزون مىگردد * از مه روزه هر آن روز كه كم مىآيد ] « 2 »

[ مولانا شيخ عبد اللّه كاتب

قرب چهل و پنج سال است كه به عالى حضرت خداوندى طريق خدمت و ملازمت مسلوك مىدارد و از آن حضرت بهره مىبرد ] « 3 » .

مولانا نظام الدين عبد الحى طبيب

در مبادى احوال به علاج مرضاى دار الشفاى امير هدايت انتما مشغول بود و چون حضرت ولايت‌پناه خواجه ناصر الدين عبيد اللّه « 4 » - طاب ثراه - به واسطهء عروض مرض
هامش
( 1 ) . در صو : « يك » . ( 2 ) . فقط در نش . ( 3 ) . فقط در صو . ( 4 ) . در نش : « عبد اللّه » .
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى ) — صفحة 233 | مير هاشم محدث / غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )